
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چه مستی است ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و اين باده از کجا آورد (چه راه میزند این مطرب مقامشناس به ساز نغمهی حافظ سماع کن مطرب که در میان غزل قول آشنا آورد) تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير که مرغ نغمهسرا ساز خوشنوا آورد دلا چو غنچه شکايت ز کار بسته مکن که باد صبح نسيم گرهگشا آورد رسيدن گل و نسرين به خير و خوبی باد بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد صبا به خوشخبری هدهد سليمان است که مژدهی طرب از گلشن سبا آورد علاج ضعف دل ما کرشمهی ساقیست برآر سر که طبيب آمد و دوا آورد مريد پير مغانم ز من مرنج ای شيخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد به تنگچشمی آن ترک لشکری نازم که حمله بر من درويش يکقبا آورد فلک غلامی حافظ (به طوع و رغبت کرد) کنون به طوع کند که التجا به در دولت شما آورد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وآنچه خود داشت ز بيگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف کون و مکان بيرون است طلب از گمشدگان لب دريا میکرد بیدلی در همه احوال خدا…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد جای آن است که در عقد وصالش گیرید دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ديدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگيخت آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد اشک من رنگ…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد يا بخت من طريق مروت فروگذاشت يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد سيل سرشک ما ز دلش کين به در نبرد در سنگ خاره قطرهی باران اثر نکرد يا رب تو آن جوان…