
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد جای آن است که در عقد وصالش گیرید دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنيد تا نگويند (بگوید به) حريفان که چرا دوری کرد مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق راه مستانه زد و چارهی مخموری کرد نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود آن چه با خرقهی زاهد می انگوری کرد غنچهی گلبن وصلم ز نسيمش بشکفت (نه شگفت ار گل طبعم ز نسیمش بشکفت) مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود عرض و مال و دل و دين در سر مغروری کرد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد يا بخت من طريق مروت فروگذاشت يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد سيل سرشک ما ز دلش کين به در نبرد در سنگ خاره قطرهی باران اثر نکرد يا رب تو آن جوان…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد به وداعی دل غمديدهی ما شاد نکرد آن جوانبخت که میزد رقم خير و قبول بندهی پير ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذينجامه به خوناب…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۷ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که اين بازی توان کرد؟ شب (سحر) تنهايیام در قصد جان بود خيالش لطفهای بیکران کرد چرا چون لاله خونيندل نباشم که با من…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com دست در حلقهی آن زلف دوتا نتوان کرد تکيه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد آن چه سعی است من اندر طلبت (بنمودم)…