
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد سيل سرشک ما ز دلش کين به در نبرد در سنگ خاره قطرهی باران اثر نکرد يا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار کز تير آه گوشهنشينان حذر نکرد ماهی و مرغ دوش (نخفت از فغان من) ز افغان من نخفت وان شوخديده بين که سر از خواب بر نکرد میخواستم که ميرمش اندر قدم چو شمع او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد جانا کدام سنگدل بیکفايتیست کو پيش زخم تيغ تو جان را سپر نکرد کلک زبانبريدهی حافظ در انجمن با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۷ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که اين بازی توان کرد؟ شب (سحر) تنهايیام در قصد جان بود خيالش لطفهای بیکران کرد چرا چون لاله خونيندل نباشم که با من…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com دست در حلقهی آن زلف دوتا نتوان کرد تکيه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد آن چه سعی است من اندر طلبت (بنمودم)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروی که اندوختم ز دانش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بلبلی خون (جگر) دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غيرت به صدش خار پريشاندل کرد طوطیای را به (هوای) خيال شکری دل خوش بود ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد قرهالعين من…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنياد مکر با فلک حقهباز کرد بازی (دهر) چرخ بشکندش بيضه در کلاه زيرا که عرض شعبده با اهل راز کرد ساقی بيا که شاهد رعنای…