
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد که خاک ميکده کحل بصر توانی کرد گدایی در ميخانه طرفه اکسيریست گر اين عمل بکنی خاک زر توانی کرد مباش بی می و مطرب که زير طاق سپهر بدين ترانه (بهانه) غم از دل به در توانی کرد گل مراد تو آن گه نقاب بگشايد که خدمتش چو نسيم سحر توانی کرد تو کز سرای طبيعت نمیروی بيرون کجا به کوی (حقیقت) طريقت گذر توانی کرد به عزم مرحله عشق پيش نه قدمی که سودها کنی ار اين سفر توانی کرد بيا که چارهی ذوق حضور و نظم امور به فيضبخشی اهل نظر توانی کرد جمال يار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد دلا ز نور هدايت (ریاضت) گر آگهی يابی چو شمع خندهزنان ترک سر توانی کرد ولی تو تا لب معشوق و جام می(بوسی)خواهی طمع مدار که کار دگر توانی کرد گر اين نصيحت شاهانه بشنوی حافظ به شاهراه (طریقت) حقيقت گذر توانی کرد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد جای آن است که در عقد وصالش گیرید دختری مست چنین کاین همه مستوری کرد آمد از پرده به مجلس عرقش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ديدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگيخت آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد اشک من رنگ…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد يا بخت من طريق مروت فروگذاشت يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد گفتم مگر به گريه دلش مهربان کنم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد سيل سرشک ما ز دلش کين به در نبرد در سنگ خاره قطرهی باران اثر نکرد يا رب تو آن جوان…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۳۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد به وداعی دل غمديدهی ما شاد نکرد آن جوانبخت که میزد رقم خير و قبول بندهی پير ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذينجامه به خوناب…