
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شربِ مُدام اندازد ور چُنین زیرِ خَم زلف نهد دانهی خال ای بسا مرغِ خِرَد را که به دام اندازد ای خوشا (حالت) دولتِ آن مست که در پایِ (حبیب) حریف سر و دستار نداند که کدام اندازد زاهدِ خام که انکارِ مِی و جام کند پخته گردد چو نظر بر میِ خام اندازد روز در کسب هنر کوش که مِی خوردنِ روز دلِ چون آینه در زنگِ ظَلام اندازد آن زمان وقتِ میِ صبحفروغ(فروز) است که شب گِردِ خَرگاهِ افق پردهٔ شام اندازد باده با محتسبِ شهر ننوشی زنهار بخورد (با تو می) بادهات و سنگ به جام اندازد حافظا سر ز کُلَهگوشهی خورشید برآر بختت ار قرعه بدان ماهِ تمام اندازد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۸ مفعول و مفاعلن فعولن يارم چو قدح به دست گيرد بازار بتان شکست گيرد هر کس که بديد چشم او گفت کو محتسبی که مست گيرد در بحر فتادهام چو ماهی تا يار مرا به شست گيرد در پاش فتادهام به زاری…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نسيم (برید) باد صبا دوشم آگهی آورد که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد به مطربانِ صبوحی دهيم جامهی چاک بدين (بر این) نويد که باد سحرگهی آورد نسیم زلف تو شد خضر…
«««««🍷میبهـا»»»»» ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com غزل نمره ۱۴۶ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن صبا وقت سحر بویی ز زلف يار میآورد دل (دیوانهی) شوريدهی ما را (ز نو) به بو در کار میآورد من آن شکل (شاخ)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چه مستی است ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و اين باده از کجا آورد (چه راه میزند این مطرب مقامشناس به ساز نغمهی حافظ سماع کن مطرب که در میان غزل قول آشنا…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۴۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد که خاک ميکده کحل بصر توانی کرد گدایی در ميخانه طرفه اکسيریست گر اين عمل بکنی خاک زر توانی کرد مباش بی می و مطرب که زير طاق…