
فوران آتشفشان ، مهاجرت ، فتح فروپاشی ذهن دو ساحتی قطعا با به زیر آب رفتن بخش حاصلخیز سرزمین مردم اطراف دریای اژه شتاب پیدا کرد . این رویداد معلول فوران یا سلسلهای از فوران های آتشفشان در جزیره ترا یا سانترینی است که اکنون یکی از جاذبه های توریستی دریای اژه است و تقریبا در شصت و دومایلی شمال کرت قرار دارد . ( ۳۵۴ ) در آن زمان این قسمتی بود از آنچه افلاطون ( ۳۵۵ ) و افسانه های بعدی قاره گمشده آتلانتیس خوانده اند که همراه با کرت امپراتوری مینوان ( ۳۵۶ ) را تشکیل می دادند . قسمت بزرگی از آن و احتمالاً قسمتی از کرت ناگهان ۱۰۰۰ پا زیر آب رفتند و بیشتر سرزمین باقی مانده ترا با لایه ای به عمق ۱۵۰ پا از خاکستر آتشفشانی و مرو ( ۳۵۷ ) پوشیده شد . فرضیه زمین شناسان این است که ابرهای سیاهی که از این فوران آتشفشانی به آسمان رفتند ، برای روزها آسمان را تاریک کردند و برای سالها بر اتمسفر تأثیر گذاشتند . تخمین زده اند که قدرت موج انفجار با انفجار ۳۵۰ بمب هیدروژنی برابر بوده است . بخارهای غلیظ زهرآگین مایلها روی دریای آبی رنگ پراکنده شدند . به دنبال آن سونامی ( ۳۵۸ ) یا موج جزر و مدی عظیمی آمد . این موج ۷۰۰ پایی با سرعت ۳۵۰ مایل در ساعت به سواحل شکننده پادشاهیهای دو ساحتی امتداد کناره های دریای اژه و جزایر آن برخورد کرد . هر چیزی تا فاصله دو مایلی از لب دریا نابود شد . تمدنی با خدایانش به پایان رسیده بود . تعیین دقیق این که این رویداد دقیقا چه زمانی به وقوع پیوست ، خواه به شکل سلسله ای از فورانها یا به شکل رویدادی دومرحله ای که میان فوران و فروپاشی یک سال فاصله است ، به روشهای بهتر علمی برای تعیین قدمت خاکستر آتشفشانی و مرو نیاز دارد . برخی اعتقاد دارند که این رویداد در ۱۴۷۰ قبل از میلاد اتفاق افتاده است . ( ۳۵۹ ) برخی دیگر تاریخ فروپاشی ترا را بین ۱۱۸۰ و ۱۱۷۰ قبل از میلاد میدانند . در این زمان تمام سواحل مدیترانه ازجمله قبرس ، جلگه رود نیل و سواحل اسرائیل دچار فاجعه ای همگانی شد که عظمت آن نابودی ۱۴۷۰ قبل از میلاد را حقیر می نماید . ( ۳۶۰ ) این رویداد هر گاه رخ داده باشد ، چه به شکل یک فوران چه به شکل سلسله ای از فوران ها ، عواقبی عظیم چون مهاجرتهای گروهی و تهاجمات را به همراه داشت که امپراتوریهای هیتی و موکنایی را سرنگون ساختند و جهان را به اعصاری تاریک پرتاب کردند که پگاه آگاهی از درون آنها سر زد . ظاهرا تنها مصر زرق و برق زندگی متمدنانه اش را حفظ کرده است ، اگرچه خروج قوم بنی اسرائیل در حول و حوش زمان جنگ تروا ، احتمالاً ۱۲۳۰ قبل از میلاد به اندازه کافی به زمان وقوع این رویداد نزدیک است که جزئی از این رویداد عظیم جهانی قلمداد شود . افسانه بازشدن دریای سرخ احتمالاً به تغییرات جزر و مدی در دریای ریدز ( ۳۶۱ ) که معلول فوران آتشفشان ترا است ، اشاره می کند . نتیجه آن است که در عرض یک روز ، تمام جمعیت یا باقیمانده آن ناگهان آواره می شوند . مانند افتادن متوالی تکههای دمینو ، هرج ومرج و آشوب در سراسر سرزمین وحشت زده گسترده می شود چنان که همسایه به همسایه تجاوز می کند و در این ویرانه ها ، خدایان چه می توانند گفت ؟ خدایان چه می توانند گفت ، با گرسنگی و مرگی که از آنها قهارتر است ، با مردمانی بیگانه که به مردمانی بیگانه خیره شده اند و زبانی بیگانه که در گوشهایی ناآشنا طنین انداز می شوند ؟ انسان دو ساحتی در شرایط ابتدایی زندگی روزمره با عادات ناآگاهانه و در مواجهاتش با هر چیز جدید یا غیرمعمولی در رفتار خود یا دیگران توسط صدا . تصویرهایش هدایت می شود . او که در گروه سلسله مراتبی بزرگتر انسجام [ ذهنی اش را از دست داد ، جایی که عادت و صدای دو ساحتی نمی توانستند به او کمک کنند و هدایتش کنند ، عملاً باید مخلوقی شایسته ترحم بوده باشد . در انباشتن و پالایش تجارب هشداردهنده که ثمره منظم ساختن آرام و استبدادی ملتی دو ساحتی است ، چگونه می توانستند چیزی بگویند که اکنون به کار آید ؟ مهاجرتهای عظیم به ایونی ( ۳۶۲ ) و سپس به جنوب آغاز شدند . مردمانی از اروپای شرقی که فلسطینیان عهد قدیم جزو آنان بودند ، از زمین و دریا به سرزمین های ساحلی خاور نزدیک هجوم بردند . فشار آوارگان در آناتولی چنان زیاد است که در ۱۲۰۰ قبل از میلاد امپراتوری قدرتمند هیتی را سرنگون می کند ، و آن را به پایین به سوریه می راند ، در جایی که دیگر آوارگان به دنبال زمین تازه می گردند . آشور داخل خشکی بود و محفوظ مانده بود و این بی نظمی که نتیجه این اشغالگریها بود به ارتش های بی رحم آشوری امکان داد تا به فریجیه ( ۳۶۳ ) ، سوریه و فنیقیه پیشروی کنند و حتی مردمان کوهستانی ارمنستان در شمال و مردمان مناطق کوههای زاگرس در شرق را تحت سلطه خود درآورند . آیا آشوریان می توانستند این کار را بر Σ پایه ای کاملا دو ساحتی انجام دهند ؟ قدرتمندترین شاه این آشور میانه تیگلات پیلسر اول ( ۱۰۷۷ ـ ۱۱۱۵ قبل از میلاد ) بود . دقت کنید که چگونه او دیگر اسم خدایش را به اسم خویش وصل نمی کند . منشوری بزرگ و گلی که سرشار از رجزخوانیهای هولناک است ، اقدامات چشمگیر او را خوب می شناساند . قوانین ظالمانه او به صورت مجموعه ای از الواح به ما رسیده است . پژوهشگران سیاست او را « سیاست وحشت » خوانده اند . ( ۳۶۴ ) و چنین نیز بود . آشوریان مثل قصابها سر روستاییان بی آزار می ریختند ، هر چقدر برده می توانستند می گرفتند و بقیه را هزار هزار سلاخی می کردند . نقوش برجسته باس ظاهرا نشان دهنده شهرهایی است که تمام جمعیت آنها زنده زنده به چوبهایی کشیده شده اند که از بالای ران وارد و از شانهها خارج شده اند . قوانین او خونین ترین مجازات هایی را که تاکنون در تاریخ بشر شناخته شده ، حتی برای جزئی ترین خطاها در نظر گرفته است . این قوانین با بازخواستهای عادلانه تری که خدای بابل شش قرن قبل به حمورابی دو ساحتی تحمیل کرده بود ، اختلافی بسیار دارد . دلیل این سخت گیری چه بوده است ؟ و چرا در تاریخ تمدن نخستین بار در اینجا رخ می دهد ؟ جز این است که شیوه قبلی کنترل اجتماعی کاملاً از بین رفته است و آن شیوه کنترل اجتماعی ، ذهن دو ساحتی بود . به عقیده من ، خود اعمال بی رحمی ، به مثابه تلاش برای حکومت کردن از طریق رعب و وحشت ، نشانه نزدیک شدن به آگاهی ذهنی است . بی نظمی شایع و ادامه دار است . در یونان این هرج ومرج یادآور تجاوزهای حزن انگیز دوریان ( ۳۶۵ ) است . در پایان قرن سیزدهم ، اکروپلیس در شعله های آتش می سوزد . تمدن موکنایی در پایان قرن دوازدهم قبل از میلاد دیگر وجود ندارد . این تمدن به افسانه ها و عجایب پیوسته است و می توانیم اولین حماسه سرا را تصور کنیم که هنوز با ذهنی دو ساحتی ، سرگردان ، در میان اردوگاه های آوارگان پرسه می زند و با لبهای رنگ پریده اش برای الهه روشنی از خشم آشیل می خواند ، در عصری طلایی که بود و دیگر نیست . حتی از جایی اطراف دریای سیاه ، شماری زیاد که برخی آنان را موشکو ( ۳۶۶ ) نامیده اند و در تورات مشک ( ۳۶۷ ) نامیده شده اند ، راه شان را با زور به پادشاهی ویران هیتی باز کردند . بعد بیست هزار نفر از آنان به سمت جنوب سرازیر شدند و به ایالت آشوری کوموه ( ۳۶۸ ) هجوم بردند . انبوهی از آرامی ها ( ۳۶۹ ) به طور دائم از صحراهای غربی به آشوریان فشار می آوردند و تا هزاره اول قبل از میلاد به این کار ادامه دادند . سوم در جنوب ، بیشتر این آوارگان که در خط تصویری « مردم دریا » خوانده شده اند ، تلاش می کنند تا در سده یازدهم قبل از میلاد از طریق دلتای رود نیل به مصر هجوم آورند . هنوز میتوان بر دیوار شمالی معبد محل دفن او در مدینه حابو ( ۳۷۰ ) واقع در تب غربی و شکست آنان به دست رامسس را دید . ( ۳۷۲ ) اشغالگران در کشتیها ، ارابهها ، و با پای پیاده به همراه خانواده هایشان و گاریهای گاوکشی که دارایی هایشان را حمل می کرد ، در این دیوارنقشها به سبک آوارگان حرکت می کنند . اگر اشغال موفقیت آمیز بود ، امکان دارد که مصر به مرتبه ای از عقلانیت رسیده باشد که قرار بود یونان در هزاره بعد به آن برسد . و به این سان مردمان دریا به سمت شرق و به زیر پنجه نظامی گری آشوری عقب رانده شدند . و عاقبت حتی قساوت آشوریان نیز در برابر همه این فشارها تاب نیاورد . در قرن دهم قبل از میلاد آشور خود نمی تواند موقعیت را کنترل کند و در فقر در گوشهای آنسوی دجله کز می کند ، ولی فقط برای این که نفس تازه کند . زیرا در قرن بعد آشوریان دوباره جهان گشایی شان را با درنده خویی سادیستیک بی سابقه ای شروع می کنند و با سلاخی کردن و رعب و وحشت راه شان را به سوی امپراتوری قبلیشان و سپس تا مصر از بالای دره حاصلخیز نیل تا خود خورشید . خدای مقدس باز می کنند ، درست همان طور که پیزارو قرار بود که اینکای الهی را دو هزار و پانصد سال بعد در طرف دیگر زمین به اسارت بگیرد . و در این زمان دگردیسی عظیمی در ذهنیت به وقوع پیوسته و انسان از خود و جهان آگاه شده بود .
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
پیچیدگیهابدیهی ترین واقعیت خداسالاریها موفقیت آنها به معنای زیست شناختی کلمه است . جمعیتها دائما در حال افزایش بودند . با این افزایش ، مشکلات کنترل اجتماعی از طریق توهماتی که خدایان نام داشتند ، بیش از پیش پیچیده میشدند…
قصرهایی برای صداها این که صدا و بنابراین قدرت خدا . پادشاه بعد از این که بدنش از حرکت و تنفس می ایستاد به زندگی ادامه می دهد ، از نحوه دفن آن پیداست . ولی دفن کلمه غلطی است . این پادشاهان الهی را با حزن و اندوه به خاک…
فصل ۲ - خداسالاریهای دو ساحتی دارای خط نوشتار چیست ؟ نوشتار در آغاز ( مجموعه ) تصاویر رویدادهایی بود که انسان میدید سپس به ( مجموعه ) نمادهای رویدادهای آوایی تبدیل شد . و این تحولی شگرف است . هدف دومین گونه نوشتار ، که…
مردگان زنده مراسم به خاک سپاری مردگان متشخص چنان که گویی هنوز زنده اند ، کمابیش در همه این فرهنگهای کهن که هم اینک به معماریشان نگاه کرده ایم ، مشترک است . این رسم توضیح روشنی ندارد ، مگر این که بگوییم ] صداهایشان را…
کتاب دومگواه تاریخفصل ۱ - خدایان ، گورها و بتهاتمدن هنر زیستن در شهرهایی است که وسعتشان به اندازه ای است که کسی دیگری را نمی شناسد . شاید این تعریف دلنشین نباشد ، ولی تعریفی درست و مناسب است . ما فرض کرده ایم که سازمان…