
قصرهایی برای صداها این که صدا و بنابراین قدرت خدا . پادشاه بعد از این که بدنش از حرکت و تنفس می ایستاد به زندگی ادامه می دهد ، از نحوه دفن آن پیداست . ولی دفن کلمه غلطی است . این پادشاهان الهی را با حزن و اندوه به خاک نسپرده اند ، بلکه آنان را شادمانه در قصری نهادند . هنگامی که هنر ساختمان سازی با سنگ را کمی بعد از ۳۰۰۰ قبل از میلاد به خوبی یاد گرفتند ، مصطبه پلکانی مقابر ( ۳۲۰ ) به آن تماشاخانه های صداهای دو ساحتی زندگی جاودان که اهرام می خوانیم شان ، تبدیل شدند : مجموعه هایی از تالارهای جشن و سرور و سالنهایی آراسته با تصاویر و نوشتههای مقدس که غالبا گورهای خدمتکاران خدا تا هکتارها پیرامون آنها را احاطه کرده بودند و خانه هرمی خدا بر آنها مسلط بود ، و خانه ای که چون زیگوراتی نورانی و با ظاهری پر صلابت و ساده به سوی خورشید سر می کشد ، و خانهای مستحکم ، ساخته شده از سخت ترین سنگها ، بازالتها ، گرانیتها و دیوریتها و نیز مرمر و سنگ آهک . روان شناسی همه این امور را هنوز باید روشن کرد . مجموعه دارانی که به درجات مختلف گناهکارند ، چنان مدارک و شواهد را تکه پاره کرده اند که ممکن است کل مسئله برای همیشه بی پاسخ بماند . زیرا جسد مومیایی شده بی حرکت خدا ۔ پادشاه غالبا در تابوتی سنگی که به گونه ای عجیب مسطح است ، قرار دارد ، درحالی که به تندیس های پر زرق و برق او بیشتر احترام می گذارند . شاید از آن روی که سرچشمه توهمات مینمودند . این تندیسها مثل خدا ۔ مجسمه های بین النهرین به اندازه طبیعی یا بزرگتر بودند ، گاه کاملا رنگ آمیزی شده و معمولاً با چشم هایی جواهرنشان که دیرزمانی است سارقان آگاه نامتوهم ، آنها را از حدقه درآورده اند . ولی برخلاف پسرعموهای شرقی شان ، آنها را نباید حرکت می دادند و بنابراین آنها را ماهرانه از سنگ آهک ، سنگ لوح ، دیوریت یا دیگر سنگها تراشیده اند و تنها در برخی اعصار از چوب ساخته می شدند . معمولاً همیشه آنها را روی تاقچه ها می گذاشتند ، برخی را نشسته ، برخی را در حالت آزاد ایستاده و برخی را به شکل دسته ای از خدا . پادشاهان و در ردیف هایی ایستاده یا نشسته . برخی را در نمازخانههایی کوچک به نام سرداب محصور می کردند و دیواری به دورشان می کشیدند و دو سوراخ در مقابل چشمان جواهرنشان خدا در دیوار تعبیه می شد تا خدا بتواند از آنجا درون اتاق روبه رویش را ببیند ، جایی که خوراکها و جواهرات اهدایی بود و از آنجا که این مقبره ها غارت شده اند ، چیز دیگری درباره آن هدایا نمیدانیم . گاه صداهای واقعی توهم شده خدا ۔ پادشاهی درگذشته را مینوشتند ، مثلاً : « این فرامینی است که اعلیحضرت پادشاه برحق آمنمهت صادر کرد ، هنگامی که در خواب وحی با پسرش سخن می گفت . » افراد عامی نیز طوری دفن می شدند که گویی هنوز زنده اند . رعایا از زمانهای پیش پادشاهی ( ۳۲۱ ) با ظروف ، غذا و ابزار و هدایا دفن می شدند تا بتوانند به زندگی ادامه دهند . برای اشخاصی که کمی در سلسله مراتب اجتماعی بالاتر بوده اند ، مجلس ترحیمی ترتیب می دادند که خود مرده نیز به نحوی در آن شرکت داشته است . صحنه هایی که در آن شخص مرده بر سر میز مجلس ختم خویش مشغول غذا خوردن است ، به روی لوحههایی حک شده و در تاقچه هایی در دیوار مصطبه مقابر قرار می گرفت . بعدها این تورفتگیها به اتاقهای سنگ کاری شده تبدیل شدند که دیوارهای آنها با نقوش برجسته تزئین شده بود و به سردابهایی که مجسمه ها و هدایا چون اهرام مصر در آنها بودند . غالبا « حقیقت صدا » ( ۳۲۲ ) لقبی بود که به نام شخص مرده اضافه میشد . درک این مطلب ، قطع نظر از نظریه مطرح شده ، دشوار است . « حقیقت صدا » اولین بار به ازیریس و هروس و با اشاره به پیروزیهای آنان بر دشمنانشان اطلاق شد . نامههایی نیز به مردگان مینوشتند ، چنان که گویی هنوز زنده اند . احتمالاً این وضع فقط مدتی پس از آنکه [ صدای شخص را دیگر نمی توانستند در توهمات « بشنوند » ، پیش می آمد . مردی به مادر درگذشته اش نامه مینویسد و از او میخواهد که بین او و برادر مرده اش پادرمیانی کند . این امر چگونه ممکن است مگر آن که برادر زنده [ صدای برادر مرده اش را در توهم میشنیده است ؟ یا این که از مرد مرده ای تقاضا می کنند که اجدادش را بیدار کند تا به بیوه و بچه اش کمک کنند . این نامه ها اسنادی خصوصی اند که با موضوعات روزمره سر و کار دارند و جنبه رسمی یا ساختگی ندارند .
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
مردگان زنده مراسم به خاک سپاری مردگان متشخص چنان که گویی هنوز زنده اند ، کمابیش در همه این فرهنگهای کهن که هم اینک به معماریشان نگاه کرده ایم ، مشترک است . این رسم توضیح روشنی ندارد ، مگر این که بگوییم ] صداهایشان را…
کتاب دومگواه تاریخفصل ۱ - خدایان ، گورها و بتهاتمدن هنر زیستن در شهرهایی است که وسعتشان به اندازه ای است که کسی دیگری را نمی شناسد . شاید این تعریف دلنشین نباشد ، ولی تعریفی درست و مناسب است . ما فرض کرده ایم که سازمان…
پیدایش کشاورزی ما اکنون در آستانه دوران دو ساحتی هستیم . زیرا ساز و کار نظارتی اجتماعی را که بتواند جمعیتهای بزرگ انسانی را در شهر سازمان دهد ، در اختیار داریم . همه موافق اند که دگرگونی اقتصاد استوار بر شکار و جمع آوری…
فصل ۶ - منشأ تمدن و اما ، چرا چیزی چون ذهن دو ساحتی باید وجود داشته باشد ؟ و چرا خدایان وجود دارند ؟ منشأ امور الهی ممکن است چه باشد ؟ و اگر سازمان مغز در زمانهای دو ساحتی آنگونه بود که در فصل قبل گفته ام ، چه تنگناهای…
۳ - اینکه دو نیمکره میتوانند رفتار مستقل داشته باشند در الگوی مغزیمان از ذهن دو ساحتی ، فرض کرده ایم که قسمت خدایی و قسمت انسانی مستقلاً رفتار میکنند و می اندیشند . و اگر حالا بگوییم که دوگانگی این ذهن باستانی نموداری…