
مردگان زنده مراسم به خاک سپاری مردگان متشخص چنان که گویی هنوز زنده اند ، کمابیش در همه این فرهنگهای کهن که هم اینک به معماریشان نگاه کرده ایم ، مشترک است . این رسم توضیح روشنی ندارد ، مگر این که بگوییم ] صداهایشان را هنوز زندگان میشنیدند و احتمالاً خواهان این همراهی بودند . همان طور که در فصل ششم در کتاب اول درباره عینان گفته ام ، این شاهان مرده که آنها را به سنگها تکیه داده بودند و صداهایشان را هنوز زندگان توهم میکردند ، نخستین خدایان بودند . بعد هنگامی که این فرهنگهای اولیه به شکل پادشاهی های دو ساحتی درمی آیند ، مقبره های اشخاص برجسته ایشان بیش از پیش از سلاح ، لوازم خانه ، تزئینات و به ویژه ظروف غذا پر می شدند . این وضع درباره نخستین مقبره های سرتاسر اروپا و آسیای بعد از ۷۰۰۰ قبل از میلاد [ نیز صادق است و همان طور که پادشاهی های دو ساحتی هم از حیث وسعت و هم از حیث پیچیدگی رشد می کنند ، مقابر نیز تا حدی زیاد شاخ و برگ پیدا میکنند . تدفین با شکوه فراعنه مصر در سلسلهای کامل از اهرامی که به گونه ای پیچیده ساخته شده اند ، در نظر همگان آشناست ( به فصل بعد نگاه کنید ) . اما همین مکانها ، اگرچه با ابهتی کمتر ، در جاهای دیگر نیز پیدا می شوند . پادشاهان اور ، در نیمه اول هزاره سوم قبل از میلاد به همراه کل گروه خدمه شان دفن می شدند ، گاه [ حتی زنده و در حال تعظیم به گرد آنها ، چنان که گویی آماده خدمت اند . هجده تا از این مقبره ها پیدا شده اند که اتاقهای تاق ضربی زیرزمینی آنها محتوی غذا و نوشیدنی ، لباس ، جواهرات ، اسلحه ، چنگچه و حتی حیوانات بارکش قربانی شده ای است که برای کشیدن ارابه ها به آنها مهار زده اند . ( ۲۴۶ ) دیگر مقابر که به ادوار اندکی بعد تعلق دارند ، در کیش و آشور پیدا شده اند . در آناتولی در آلاکاهویوک ( ۲۴۷ ) ، سقف مقبره های سلطنتی از لاشه کباب شده گاوهای نر درست میشد تا گرسنگی ساکنان بی حرکت مقابر را رفع کند . در بسیاری از فرهنگ ها ، حتی با انسان معمولی مرده نیز چنان رفتار می کنند که گویی هنوز زنده است . کهن ترین مکتوبات درباره مضامین کفن و دفن ، فهرستهای جیره ماهانه نان و آبجوی بین النهرین است که باید به مردگان عادی داده شود . حدود ۲۵۰۰ قبل از میلاد در لاگاش ، مرده ای را با ۷ پارچ آبجو ، ۴۲۰ قرص نان ، دو پیمانه گندم ، یک جامه ، یک بالش و یک بستر خواب دفن کردند . ( ۲۴۸ ) بعضی مقبره های قدیم یونان نه تنها دارای متعلقات گوناگون زندگی اند ، بلکه لوله های تغذیه واقعی دارند که ظاهرا دلالت بر این دارند که یونانیان قدیم گوشتابه و سوپ را از این طریق به دهان کبود نعش در حال پوسیدگی می ریختند . ( ۲۴۹ ) و در موزه متروپلیتن نیویورک یک کراتر ( ۲۵۰ ) یا کاسه مخلوط کن نقاشی شده ای وجود دارد ( شماره ۱۵ / ۱۳۰ / ۱۴ ) که متعلق به ۸۵۰ قبل از میلاد است ؛ این نقاشی پسربچه ای را نشان می دهد که ظاهرا با یک دست دارد موهایش را می کند و با دست دیگر به دهان مرده ای که احتمالاً مادرش است ، غذا می گذارد . درک این [ صحنه بسیار سخت است مگر اینکه غذادهنده در آن زمان مرده را توهم کرده باشد . شواهد تمدنهای رود سند ( ۲۵۱ ) به سبب پوششهای متوالی رسوبات ، گندیدن تمام نوشته هایشان روی پاپیروس و کامل نبودن تحقیقات باستان شناختی ، ناقص تر و پراکنده تر است . ولی در سواحل رود سند که تا به حال کاویده شده اند ، غالبا قبرستان در کنار قلعه بر مکانی بلند قرار دارد و برای هر مرده ای پانزده تا بیست ظرف غذا وجود دارد ، که با این فرضیه که آنان حس می کرده اند مردگان هنوز زنده اند ، همخوانی دارد . و در کفن و دفنهای نوسنگی فرهنگ های یانگ ۔ شائو چین ( ۲۵۲ ) ، که تاریخ آنها کاملاً مشخص نیست و فقط این قدر معلوم است که متعلق به پیش از نیمه هزاره دوم قبل از میلادند ، نیز اجساد را در قبرهایی با الوار دوربندی شده دفن می کردند و ظرف های غذا و ابزارهای سنگی را نیز با او دفن می کردند . در ۱۲۰۰ قبل از میلاد در مقبره های سلطنتی سلسله شانگ ، گروه خدمتکاران و حیوانات کشته شده دیده میشود که چنان به مقبره های بین النهرین و مصر هزار سال پیش از آن شبیه است که بعضی از دانشمندان را متقاعد کرده که تمدن از غرب به چین سرایت کرده است . ( ۲۵۳ ) در آمریکای مرکزی ، در کفن و دفنهای المک از حدود ۸۰۰ تا ۳۰۰ قبل از میلاد ظروف غذا به وفور برای قبرها فراهم می شد . در پادشاهیهای مایا ، مردگان اشراف را به گونه ای دفن می کردند که گویی در میدان معبد زندگی می کنند . مقبره رهبر قبیله ای که اخیرا در پلنک ( ۲۵۴ ) در زیر معبدی پیدا شده ، همان قدر باشکوه است که هر چیز یافت شده در جهان کهن . ( ۲۵۵ ) در محل کامینال ۔ جویو که متعلق به ۵۰۰ پس از میلاد است ، رهبر قبیله به حالت نشسته همراه با دو نوجوان ، یک بچه و یک سگ دفن شده است تا همنشین او باشند . افراد معمولی با دهان پر از آرد ذرت در کف گلی خانه شان دفن می شدند و ابزار و سلاح آنان و ظرف های پر از نوشیدنی و غذا در کنارشان گذاشته میشد ، درست مثل تمدنهای پیشین آن سوی جهان . همچنین باید از مجسمه های نیم تنه یوکاتان که خاکستر رهبر در گذشته ای را در خود داشتند ، جمجمه های از نو ساخته شده مایاپان و مقبره های کوچک زیرزمینی ساکنان عادی آند که به حالت نشسته در میان کاسه های چیچا ( ۲۵۶ ) و ابزار و چیزهایی محصور بودند که در زندگیشان از آنها استفاده می کردند ، نیز سخن بگویم . ( ۲۵۷ ) مردگان ، بعدها هوآکا ( ۲۵۸ ) یا خداگونه خوانده می شدند که من آن را گواهی می دانم بر این که آنها منشأ صداهای توهمی بودند . و وقتی فاتحان گزارش می دهند که این مردم می گویند که تنها زمانی دراز پس از مرگ است که فرد می میرد ، تعبیر درست ، به پیشنهاد من ، چنین است که این قدر طول می کشد تا صداهای توهمی مردگان عاقبت محو شوند . این که مردگان منشأ خدایان بودند ، در نوشته های آن تمدنهای دو ساحتی که نوشتن را یاد گرفتند ، نیز یافت می شود . در نوشته دو زبانه وردگونه آشور ، مردگان مستقیما ایلانی ( ۲۵۹ ) یا خداها خوانده شده اند . ( ۲۶۰ ) و سه هزار سال بعد در آن سوی جهان ، ساهاگون ( ۲۶۱ ) ، یکی از اولین گزارشگران صحنه امریکای مرکزی ، گزارش می کند که آزتکها « مکان تنتيهوناکان ( ۲۶۲ ) را مکان دفن شاهان می نامیدند ؛ باستانیان گفته اند : آنکه مرده است خدایی شده است ؛ یا هنگامی که شخصی می گفت ـ آن که خدا شده است ، منظورش این بود که بگوید ـ او مرده است . ( ۲۶۳ ) » حتی در دوره آگاهی این رسم وجود داشت که خدایان ، آدمیان عصر پیش بودند که مرده اند . هزیود از یک نژاد طلایی آدمیان صحبت می کند که قبل از نسل او میزیستند و تبدیل به « فرشتگان مقدس روی زمین شدند که سودمندند ، بیماریها را رفع می کنند و حافظان انسانهای فانی اند . » ( ۲۶۴ ) اشارات مشابهی را می توان تا چهار قرن بعد پیدا کرد ، مثلاً هنگامی که افلاطون به قهرمانانی اشاره می کند که بعد از مرگ فرشتگانی می شوند که به مردم می گویند چه باید بکنند . ( ۲۶۵ ) منظورم این نیست که وجود ظروف غذا و نوشیدنی در مقبره های این تمدن ها در سراسر این اعصار مشترک است ؛ عموما چنین است . ولی در اینجا استثناها غالبا قاعده را ثابت می کنند . فی المثل ، سر لئونارد وولی ، هنگامی که نخست کاویدن مقبره های شخصی لارسا در بین النهرین را آغاز کرد ( که تاریخ شان حدود ۱۹۰۰ قبل از میلاد است ) از خالی بودن آنها هم تعجب کرد و هم ناامید شد . حتی مقبره ای که به پیچیده ترین شکلی ساخته شده است ، شاید به جز یک جفت کاسه گلی چیزی در خود نداشت ، ولی قطعا چیزی شبیه به چیزهایی که در مقبره های دیگر مناطق یافت میشد ، در آن نبود . توضیح این وضع هنگامی روشن شد که فهمید این مقبره ها همیشه در زیر خانههایی خاص واقع شده بودند و مردگان عصر لارسا به لوازم داخل مقبره یا مقادیر زیاد غذا احتیاجی نداشتند ، زیرا هنوز به هر چیز که در خانه بود دسترسی داشتند . غذا و نوشیدنی جلو مقبره برای مواقع اضطراری بود تا هنگامی که مردگان به جمع اهل خانه « وارد » میشوند ، خلقی نیکو داشته باشند . بنابراین از بین النهرین تا پرو ، تمدنهای بزرگ دست کم مرحله ای را گذرانده اند که ویژگی آن نوعی تدفین است که گویی شخص هنوز زنده است و هر گاه امکان ثبت مکتوب آن بود ، مردگان غالبا خدا نامیده میشدند . دست کم این [ مطلب با این فرضیه که صداهای مردگان هنوز در توهم شنیده می شد ، همخوان است . ولی آیا این [ پیوند رابطهای لازم است ؟ آیا اندوه خود نمی توانست این رسوم ، [ یعنی گونهای سرباز زدن از پذیرفتن انسانی محبوب یا رهبری محترم را ترویج کند و اشخاص مرده را خدا نامیدن نوعی گرامی داشت باشد ؟ اگرچه این توضیح برای تبیین تمامیت الگوی شواهد ، گستردگی اشارات به مردگان چونان خدایان در مناطق مختلف جهانی ، وفور بعضی اقدامات مثلاً در اهرام ثلاثه و حتی بقایای [ باور به ارواحی که از گورهایشان با پیامهایی برای زندگان باز می گردند ، در عرف و ادبیات امروزی کافی نیست .
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
پیدایش کشاورزی ما اکنون در آستانه دوران دو ساحتی هستیم . زیرا ساز و کار نظارتی اجتماعی را که بتواند جمعیتهای بزرگ انسانی را در شهر سازمان دهد ، در اختیار داریم . همه موافق اند که دگرگونی اقتصاد استوار بر شکار و جمع آوری…
فصل ۶ - منشأ تمدن و اما ، چرا چیزی چون ذهن دو ساحتی باید وجود داشته باشد ؟ و چرا خدایان وجود دارند ؟ منشأ امور الهی ممکن است چه باشد ؟ و اگر سازمان مغز در زمانهای دو ساحتی آنگونه بود که در فصل قبل گفته ام ، چه تنگناهای…
۳ - اینکه دو نیمکره میتوانند رفتار مستقل داشته باشند در الگوی مغزیمان از ذهن دو ساحتی ، فرض کرده ایم که قسمت خدایی و قسمت انسانی مستقلاً رفتار میکنند و می اندیشند . و اگر حالا بگوییم که دوگانگی این ذهن باستانی نموداری…
فصل ۵ . مغز دوگانه در مغز انسان دو ساحتی چه رخ می دهد ؟ اهمیت ذهنیت کاملاً متفاوت مردمان صد نسل پیش در تاریخ نوع ( ۹۵ ) ما ، ایجاب می کند تا تبیین کنیم از حیث فیزیولوژیک چه روی می دهد و ( وقوع آن ) چگونه ممکن است ؟ با…
جزء بصری توهمات بصری در اسکیزوفرنی ندرتا رخ میدهند ، ولی گاه با وضوح و صراحت بسیار ایجاد میشوند . یکی از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی من که فردی بیست ساله و سرزنده و سراینده ترانه های محلی است ، مدتی طولانی و با اضطراب…