
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن هر که شد محرم دل در حرم يار بماند وان که اين کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن شکر ايزد که نه در پردهی پندار بماند صوفيان واستدند از گرو می همه رخت دلق ما بود (خرقهی ماست) که در خانهی خمار بماند محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد قصه ماست که در هر سر بازار بماند هر می لعل کز آن دست بلورين ستديم آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند جز دل من کز (جز دلم کو ز) ازل تا به ابد عاشق رفت جاودان کس نشنيديم که در کار بماند گشت بيمار که چون چشم تو گردد نرگس شيوهی تو نشدش حاصل و بيمار بماند از صدای سخن عشق نديدم خوشتر يادگاری که در اين گنبد دوار بماند داشتم دلقی و صد عيب مرا میپوشيد خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند بر جمال تو چنان صورت چين حيران شد که حديثش همه جا بر در و ديوار بماند به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی شد که بازآيد و جاويد گرفتار بماند Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۶ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد قدحی درکش و سرخوش به (خرابات خرام) تماشا بخرام تا ببينی که نگارت به چه آيين آمد مژدگانی بده ای خلوتی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن صبا به تهنيت پير میفروش آمد که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيحنفس گشت و باد نافهگشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که…
غزل نمره ۱۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمهی داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمهی داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد حالتی رفت که محراب به فرياد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد باده صافی شد و مرغان چمن…