
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد حالتی رفت که محراب به فرياد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند موسم عاشقی و کار به بنياد آمد بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد ای عروس هنر از بخت شکايت منما حجلهی حسن بيارای که داماد آمد دلفريبان نباتی (نهانی) همه زيور بستند دلبر ماست که با حسن خداداد آمد زير بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد مطرب از گفتهی حافظ غزلی (چند، مست) نغز بخوان تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۱ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب (باده) ديده گل کن ويرانسرای دل را گاه عمارت آمد اين شرح بینهايت کز (حسن)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۰ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن زاهد (حافظ) خلوتنشين دوش به ميخانه شد از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد صوفی مجلس که دی جام و قدح میشکست باز به يک جرعه می عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب آمده…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ياری اندر کس نمیبينيم ياران را چه شد؟ دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟ آب حيوان تيرهگون شد، خضر فرخپی کجاست؟ خون چکيد از شاخ گل، باد بهاران را چه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختيم در اين آرزوی خام و نشد به لابه (طنز) گفت شبی مير مجلس تو شوم شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد پيام داد که خواهم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان ستارهای بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميدهی ما را رفيق و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسالهآموز صد مدرس شد به بوی او دل بيمار عاشقان چو…