
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمهی داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد مردمی کرد و کرم لطف (خداداده) خداداد به من کان بت (سنگدل) ماهرخ از راه وفا بازآمد لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح داغ دل بود به اميد دوا بازآمد چشم من در ره اين قافلهی (بس آب کشید) راه (باد) بماند تا به گوش دلم آواز درا بازآمد گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشکست لطف او بين که به لطف از در ما بازآمد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۲ مفعول و مفاعلن فعولن عشق تو نهال حيرت آمد وصل تو کمال حيرت آمد بس غرقهی حال وصل کآخر هم بر سر حال حيرت آمد يک دل بنما که در ره او بر چهره نه (ز) خال حيرت آمد نه وصل بماند و نه واصل آن…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۱ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب (باده) ديده گل کن ويرانسرای دل را گاه عمارت آمد اين شرح بینهايت کز (حسن)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۰ مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن زاهد (حافظ) خلوتنشين دوش به ميخانه شد از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد صوفی مجلس که دی جام و قدح میشکست باز به يک جرعه می عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب آمده…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۹ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ياری اندر کس نمیبينيم ياران را چه شد؟ دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟ آب حيوان تيرهگون شد، خضر فرخپی کجاست؟ خون چکيد از شاخ گل، باد بهاران را چه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختيم در اين آرزوی خام و نشد به لابه (طنز) گفت شبی مير مجلس تو شوم شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد پيام داد که خواهم…