
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدم رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند چو پردهدار به شمشير میزند همه را کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند چه جای شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است چو بر صحيفهی هستی رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشيد گفتهاند اين بود که جام باده بياور که جم نخواهد ماند (بیار باده که دوران جم نخواهد ماند) غنيمتی شمر ای شمع وصل پروانه که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا دل درويش خود به دست آور که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند بدين رواق زبرجد نوشتهاند به زر که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آينه سازد سکندری داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاهداری و آيين سروری داند هزار نکتهی باريکتر ز مو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۶ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد قدحی درکش و سرخوش به (خرابات خرام) تماشا بخرام تا ببينی که نگارت به چه آيين آمد مژدگانی بده ای خلوتی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن صبا به تهنيت پير میفروش آمد که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيحنفس گشت و باد نافهگشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که…
غزل نمره ۱۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمهی داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۷۴ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمهی داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن…