
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی چنگ در پرده همين میدهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی من نگويم که کنون با که نشين و چه بنوش که تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حيف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصهی دنيا به گزاف گر شب و روز در اين فکرت باطل باشی گر چه راهیست پر از بيم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صيد آن شاهد مطبوعشمايل باشی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ز کوی يار میآيد نسيم باد نوروزی از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۳ فاعلاتن مفاعلن فعلن ای که دايم به خويش مغروری گر تو را عشق نيست معذوری گرد ديوانگان عشق مگرد که به عقل عقيله مشهوری مستی عشق نيست در سر تو رو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلود…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن طفيل هستی عشقاند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری بکوش خواجه و از عشق بینصيب مباش که بنده را نخرد کس به عيب بیهنری می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند به عذر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن خوش کرد ياوری فلکت روز داوری تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری آن کس که اوفتاد و خدايش گرفت دست گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری در کوی عشق شوکت شاهی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن روزگاریست که ما را نگران میداری مخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشهی چشم رضایی به منت باز نشد اين چنين عزت صاحبنظران میداری؟ ساعد آن به که بپوشی تو چو…