
مغزی که سؤال نمیپرسد، فقط انبارِ باورهای آماده است. تفکر انتقادی یعنی جرأتِ مکث کردن؛ یعنی قبل از بلعیدن هر ایده، آن را زیر نور ببری، بچرخانی، ترکهایش را ببینی، و اگر لازم بود، عاشقش نشوی. اینجا نردبان به سمت پاسخ نیست؛ به سمت «پرسش بهتر» است. هر چرخدندهای که میچرخد، یک پیشفرض را باز میکند. هر ذره نوری که روشن میشود، یک توهم را خاموش میکند. تفکر انتقادی قرار نیست محبوبت کند؛ قرار است فریبناپذیرت کند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com See omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
اقیانوسیه از اون جاهاییست که اگر با کلیشه «بهشت استوایی» بروی سراغش، تحلیل میریزد. این قاره بیشتر از هر جای دیگر نشان میدهد دموکراسی فقط به «فرهنگ غربی» ربط ندارد؛ به اندازه جمعیت، پراکندگی جغرافیایی، میراث استعمار و…
فمینیسم یک کلمه نیست؛ یک تاریخِ چندلایه است که هر موجش از دل یک بحران بیرون آمده.موج اول در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت؛ زمانی که مسئله اصلی «حق رأی» و شخصیت حقوقی زن بود. از Mary Wollstonecraft که پیش…
مسیر دموکراسی در کشورهای هند و پاکستان و نپال و بنگلادش واقعا خیلی عجیب بوده. هند دموکراسی را نگه داشت، اما هرگز مسئلهٔ ملتسازی را حل نکرد. پاکستان دولت ساخت، ولی اجازه نداد سیاست از سایهٔ ارتش بیرون بیاید. بنگلادش از…
دموکراسی در بالکان و آناتولی «یک مسیر» نبود؛ مجموعهای از سقوطها، بازگشتها، کودتاها، جنگهای داخلی، مذهبِ سیاسیشده، ملیگرایی زخمی، و دولت–ملتهایی که دیر به دنیا آمدند. یونان با دیکتاتوری نظامی شروع کرد، ترکیه با…
جمهوریهای سابق شوروی دموکراسی را نه با انقلاب، نه با اجماع، بلکه با ورزش پیچیدهٔ تاریخ، قدرت و هویت ملی تجربه کردند. استونی، لتونی و لیتوانی دموکراسی را از غرب قرض گرفتند و آن را محکم نگه داشتند. گرجستان و ارمنستان…