
دموکراسی در بالکان و آناتولی «یک مسیر» نبود؛ مجموعهای از سقوطها، بازگشتها، کودتاها، جنگهای داخلی، مذهبِ سیاسیشده، ملیگرایی زخمی، و دولت–ملتهایی که دیر به دنیا آمدند. یونان با دیکتاتوری نظامی شروع کرد، ترکیه با ارتش قیم دموکراسی، یوگسلاوی با خیال برابری و پایان خونین، و کشورهای کوچکتر با این سؤال مزمن: آزادی بدون ثبات ممکن است؟ یا ثبات بدون آزادی؟ اینجا دموکراسی نه «نهاد» بود، نه «قانون»؛ بیشتر شبیه آتشبسی موقت بین خاطرهی جنگ و ترس از تکرار آن. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.comSee omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
میریم سراغ جزایرِ حاشیهنشینِ تاریخ رسمی اروپا؛ جاهایی که «کوچک بودن» هیچوقت به معنی «بیاثر بودن» نبوده. ایرلند جزیرهای که قرنها زیر سایهی امپراتوری بود، اما هویتش را با زبان، موسیقی و مقاومت نگه داشت. از قحطی…
در شرق آسیا با کشورهایی روبهرو شدیم که تقریبا همگی تحت تأثیر قدرت و دیکتاتوری چین قرار گرفتن. شرق و جنوبشرق آسیا دموکراسی را یا بعد از شکست کامل آموخت، یا با رشد اقتصادی مهار کرد، یا اصلاً اجازه نداد متولد شود. ژاپن…
در آمریکای شمالی و مرکزی چند کشور هستن که فرسنگها با هم تفاوت دارند. کانادا دموکراسی را بیسروصدا ساخت؛ نه قهرمان دارد، نه سقوط— قدرت را آنقدر boring کرد که خطرناک نشود. ایالات متحده دموکراسی را زود ساخت، اما خیال کرد…
لیبرالیسم از دل قرنهای اقتدار مذهبی و سلطنتی بیرون آمد تا بگوید: «فرد مهم است.» حاکمیت قانون، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، قرارداد اجتماعی. قول داد قدرت را محدود کند و میدان را برای انتخاب باز بگذارد. اما همیشه یک سؤال…
اینا فکر میکنن دارن «محتوا» تولید میکنن؛ در حالی که محتوا داره اونا رو تولید میکنه. لبخندهاشون اجارهایه، خشمهاشون سفارشی، سکوتهاشون هم اسپانسر داره. دستها بالا نیست برای آزادی؛ نخها وصله به جایی که الگوریتم نفس…