
جهان عرب دموکراسی را یا با امنیت معامله کرد، یا با نفت به تعویق انداخت، یا زیر آوار جنگ دفن کرد. سوریه و یمن دولت را از دست دادند، پیش از آنکه به آزادی برسند. فلسطین حق رأی داشت، اما حق حاکمیت نه. لبنان آزادی داشت، اما دولت واحد نه. عراق صندوق رأی را دید، ولی ملت یکپارچه را نه. اردن و مراکشِ عربیشدهٔ خلیج قدرت را مدیریت کردند، نه واگذار. عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان ثبات را با رانت خریدند و گفتند «دموکراسی فعلاً ضروری نیست». درس مشترک؟ در این منطقه، دموکراسی نه قربانی «استبداد ساده»، بلکه قربانی ائتلافِ امنیت، نفت، و بحران دائمی است. آزادی اینجا یا باید اول دولت بسازد، یا اول مرز را حل کند، یا اول از سایهٔ جنگ بیرون بیاید— و تا هیچکدام اتفاق نیفتاده، دموکراسی همیشه «بعداً»ست. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: info@NewshaCast.com See omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
فمینیسم یک کلمه نیست؛ یک تاریخِ چندلایه است که هر موجش از دل یک بحران بیرون آمده.موج اول در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت؛ زمانی که مسئله اصلی «حق رأی» و شخصیت حقوقی زن بود. از Mary Wollstonecraft که پیش…
مسیر دموکراسی در کشورهای هند و پاکستان و نپال و بنگلادش واقعا خیلی عجیب بوده. هند دموکراسی را نگه داشت، اما هرگز مسئلهٔ ملتسازی را حل نکرد. پاکستان دولت ساخت، ولی اجازه نداد سیاست از سایهٔ ارتش بیرون بیاید. بنگلادش از…
دموکراسی در بالکان و آناتولی «یک مسیر» نبود؛ مجموعهای از سقوطها، بازگشتها، کودتاها، جنگهای داخلی، مذهبِ سیاسیشده، ملیگرایی زخمی، و دولت–ملتهایی که دیر به دنیا آمدند. یونان با دیکتاتوری نظامی شروع کرد، ترکیه با…
جمهوریهای سابق شوروی دموکراسی را نه با انقلاب، نه با اجماع، بلکه با ورزش پیچیدهٔ تاریخ، قدرت و هویت ملی تجربه کردند. استونی، لتونی و لیتوانی دموکراسی را از غرب قرض گرفتند و آن را محکم نگه داشتند. گرجستان و ارمنستان…
میریم سراغ جزایرِ حاشیهنشینِ تاریخ رسمی اروپا؛ جاهایی که «کوچک بودن» هیچوقت به معنی «بیاثر بودن» نبوده. ایرلند جزیرهای که قرنها زیر سایهی امپراتوری بود، اما هویتش را با زبان، موسیقی و مقاومت نگه داشت. از قحطی…