
مارکوس آورلیوسِ رواقی معتقد است مرگ همچون هر رویدادی دیگری در طبیعت طبیعیست، در طبیعت شری وجود ندارد و ترس از مرگ بیمورد است. در این قسمت در موردِ رواقی مردن، و هنر و زیبایی از منظر رواقیان خواهم گفت و در آخر کلاه نقد به سر میگذاریم و برخی از آرایِ رواقی را بازبینی میکنیم. از دیدن حمایت کنید: حامیباش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
در قسمت پایانیِ سهگانهی ارسطو به فلسفهی سیاست و هنرِ ارسطو میپردازم. از انسانِ سیاسی، غایتِ جامعه، حکومتِ ایدهآل و جایگاهِ هنر و تراژدی در فلسفهی ارسطو خواهم گفت. همچنین از دو نوع رویکرد به فلسفه: رویکردِ سطحی و…
ارسطو گفت: "انسان حیوان ناطق است." یعنی حیوانِ دارای لوگوس است، حیوانِ اندیشنده. امّا انسان افزونِ بر قوهی تفکر جسم و عواطف هم دارد. پس ائودایمونیا یا سعادتش در گروی توجه به هر دو از طریقِ پرورشِ جسم و تربیتِ نفس است.…
ارسطو باور داشت چیزها برای بودن و شناخته شدن تنها به صورت و ماده نیاز دارند، نه مثالهایی در آسمان. او برای هر برهانی سرآغازی متصور بود و اصلی را تبیین کرد که نفیِ آن متناقضترین عملِ قابلِ تصور است. ارسطو در کتابِ…
افلاطون به دو جهان باور دارد، یکی همین که در آن ساکن هستیم، جهانِ شدن و تغییر، و دیگری جهانِ ازلی-ابدیِ و نامتغیرِ مُثُل. هر چیزی، از انسان و جانوار گرفته تا گیاه و اشیای بیجان، در عالمِ مُثُل، مثالی جاودان دارد. کارِ…
افلاطون آشناترین نام در دنیای فلسفهست. وایتهد، فیلسوف و ریاضیدانِ قرن نوزدهمی، میگوید فلسفهی غرب جز حاشیهای نیست بر فلسفهی افلاطون. بعد از گذشتِ قرنها همچنان بعید است در عرصهی فلسفه به موضوعی بربخورید که افلاطون…