
افلاطون به دو جهان باور دارد، یکی همین که در آن ساکن هستیم، جهانِ شدن و تغییر، و دیگری جهانِ ازلی-ابدیِ و نامتغیرِ مُثُل. هر چیزی، از انسان و جانوار گرفته تا گیاه و اشیای بیجان، در عالمِ مُثُل، مثالی جاودان دارد. کارِ فیلسوف شناسائی این مثالهاست، برخلافِ انسانها که تمامِ عمر گویی در غاری سرگرمِ تماشای سایهها هستند. مثالهای افلاطون معقولاند و غیر محسوس و بینقص و نمیتوانند منشأ شر باشند. شر آفت چیزهای مادی است. از دیدن حمایت کنید: حامیباش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
سقراط همهی عمر در کوچههای آتن قدم زد، و با مردم در موردِ عدالت، خوبی، خویشتنداری، دینداری، شجاعت، دوستی، و عشق گفتوگو کرد. هدفِ سقراط دستیابی به فضیلت و روشِ او دیالکتیک بود. سقراط سیاستمدارن، شاعران و اهالیِ فن را…
اوّلین قسمت از دومین فصلِ دیدن اختصاص دارد به سوفسطائیان. «انسان معیار همه چیز است»— این شعارِ سوفسطائیان بود و حاصلِ «شکِ سوفسطائی» به تواناییِ انسان در به سرانجام رساندنِ پروژهی پیشاسقراطیِان برای کشفِ رازِ جهان.…
اولین فصلِ دیدن، فلسفهی پیشاسقراطیان، با این قسمت به پایان میرسد. موضوعِ این قسمت فلسفهی اتمگراییست. نظامِ اتمیان، تا اینجای کار، بیشترین شباهت را به نظام علمیِ معاصرِ ما دارد. تنها موجودیتِ واقعی در فلسفهی…
آناکساگوراس معتقد است جهان از «بذر»هایی ساخته شده که توسط نیروی «عقل» به هم آمیختهاند. با آناکساگوراس گسستی آغاز میشود که در آینده ایدهی خدای واحد را پدید میآورد؛ گسستِ نیروی محرکهی کیهان، از مادهی سازندهی آن. در…
امپدوکلس تبیینی تماماً فیزیکی از جهان ارائه میدهد که در آن چهار عنصر، آب و باد و خاک و آتش، و دو نیرو، مهر و نفرت دستاندرکار هستند. آموزههای امپدوکلس محل تلاقی ایدههای پیشینیان است: ملطیان، هراکلیتوس و پارمنیدس.…