
در قسمت پایانیِ سهگانهی ارسطو به فلسفهی سیاست و هنرِ ارسطو میپردازم. از انسانِ سیاسی، غایتِ جامعه، حکومتِ ایدهآل و جایگاهِ هنر و تراژدی در فلسفهی ارسطو خواهم گفت. همچنین از دو نوع رویکرد به فلسفه: رویکردِ سطحی و رویکردِ ثمربخش، حرف خواهم زد. از دیدن حمایت کنید: حامیباش | Patreon دیدن را دنبال کنید: اینستاگرام | تلگرام | توئیتر
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
ارسطو باور داشت چیزها برای بودن و شناخته شدن تنها به صورت و ماده نیاز دارند، نه مثالهایی در آسمان. او برای هر برهانی سرآغازی متصور بود و اصلی را تبیین کرد که نفیِ آن متناقضترین عملِ قابلِ تصور است. ارسطو در کتابِ…
افلاطون به دو جهان باور دارد، یکی همین که در آن ساکن هستیم، جهانِ شدن و تغییر، و دیگری جهانِ ازلی-ابدیِ و نامتغیرِ مُثُل. هر چیزی، از انسان و جانوار گرفته تا گیاه و اشیای بیجان، در عالمِ مُثُل، مثالی جاودان دارد. کارِ…
افلاطون آشناترین نام در دنیای فلسفهست. وایتهد، فیلسوف و ریاضیدانِ قرن نوزدهمی، میگوید فلسفهی غرب جز حاشیهای نیست بر فلسفهی افلاطون. بعد از گذشتِ قرنها همچنان بعید است در عرصهی فلسفه به موضوعی بربخورید که افلاطون…
سقراط همهی عمر در کوچههای آتن قدم زد، و با مردم در موردِ عدالت، خوبی، خویشتنداری، دینداری، شجاعت، دوستی، و عشق گفتوگو کرد. هدفِ سقراط دستیابی به فضیلت و روشِ او دیالکتیک بود. سقراط سیاستمدارن، شاعران و اهالیِ فن را…
اوّلین قسمت از دومین فصلِ دیدن اختصاص دارد به سوفسطائیان. «انسان معیار همه چیز است»— این شعارِ سوفسطائیان بود و حاصلِ «شکِ سوفسطائی» به تواناییِ انسان در به سرانجام رساندنِ پروژهی پیشاسقراطیِان برای کشفِ رازِ جهان.…