
«««««🍷میبهـا»»»»» اجرای قطعهی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که توان برد به يک گوشهی چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ديدهی ما چو به اميد تو درياست چرا به تفرج گذری بر لب دريا نکنی؟ نقل هر جور که از خلق کريمت کردند قول صاحبغرضان است تو آن ها نکنی بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» اجرای قطعهی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نوش کن جام شراب يک منی تا بدان بيخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شراب سرگرفته چند چون خم دنی چون ز جام بيخودی رطلی کشی کم زنی از خويشتن لاف منی سنگسان شو در…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از بادهی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشهی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۵ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرينتر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد…