
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از بادهی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشهی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی بيا که رونق اين کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی ببين در آينهی جام نقشبندی غيب که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنی ز تندباد حوادث نمیتوان ديدن در اين چمن که گلی بوده است يا سمنی از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنين عزيز نگينی به دست اهرمنی مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ کجاست فکر حکيمی و رای برهمنی؟ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۵ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرينتر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم ناديده میبينی و هم ننوشته میخوانی ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟ نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۳ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کامبخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی پند عاشقان بشنو و از…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاهنژاد آن که میزيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز دلبرم که رساند نوازش قلمی؟ کجاست پيک صبا گر همی کند کرمی؟ قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی بيا که خرقهی من گرچه رهن…