
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو که جان عزيزم ز دست رفت خدا را ز لعل روحفزايش ببخش آن که تو دانی خيال تيغ تو با ما حديث تشنه و آب است اسير خويش گرفتی بکش چنان که تو دانی اميد در کمر زرکشت چگونه ببندم دقيقهایست نگارا در آن ميان که تو دانی من اين حروف نوشتم چنان که غير ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی يکیست ترکی و تازی در اين معامله حافظ حديث عشق بيان کن به هر زبان که تو دانی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم ناديده میبينی و هم ننوشته میخوانی ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟ نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۳ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کامبخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی پند عاشقان بشنو و از…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاهنژاد آن که میزيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ز دلبرم که رساند نوازش قلمی؟ کجاست پيک صبا گر همی کند کرمی؟ قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی بيا که خرقهی من گرچه رهن…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم…