
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی اسباب جمع داری و کاری نمیکنی چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی اين خون که موج میزند اندر جگر مرا در کار رنگ و روی نگاری نمیکنی مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی ترسم کز اين چمن نبری آستين گل کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی در آستين جان تو صد نافه مدرج است وان را فدای طره ياری نمیکنی ساغر لطيف و دلکش و میافکنی به خاک و انديشه از بلای خماری نمیکنی حافظ برو که بندگی پادشاه وقت گر جمله میکنند تو باری نمیکنی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» اجرای قطعهی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۹ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام يک منی در بحر مایی و منی افتادهام بيار می تا خلاص بخشدم از مایی و منی خون پياله خور که حلال است…
«««««🍷میبهـا»»»»» اجرای قطعهی عسل غزل نمره ۴۸۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نوش کن جام شراب يک منی تا بدان بيخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شراب سرگرفته چند چون خم دنی چون ز جام بيخودی رطلی کشی کم زنی از خويشتن لاف منی سنگسان شو در…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دو يار زيرک و از بادهی کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشهی چمنی من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی هر آن که کنج قناعت به گنج…