
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۵۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان روزگاری شد که در ميخانه خدمت میکنم در لباس فقر کار اهل دولت میکنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوشخرام در کمينم و انتظار وقت و فرصت میکنم واعظ ما بوی حق نشنيد بشنو کاين سخن در حضورش نيز میگويم نه غيبت میکنم با صبا افتان و خيزان میروم تا کوی دوست وز رفيقان ره استمداد همت میکنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين لطفها کردی بتا تخفيف زحمت میکنم زلف دلبر دام راه و غمزهاش تير بلاست ياد دار ای دل که چندينات نصيحت میکنم ديدهی بدبين بپوشان ای کريم عيبپوش زين دليریها که من در کنج خلوت میکنم حافظم در مجلسی، دردیکشم در محفلی بنگر اين شوخی که چون با خلق صنعت میکنم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۵۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبهشکن میرسد چه چاره کنم؟ سخن درست بگويم نمیتوانم ديد که می خورند حريفان و من نظاره کنم چو غنچه با لب خندان به ياد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون کنم گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم؟ قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم؟ نکته…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ديده دريا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر اين کار دل خويش به دريا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مايهی خوشدلی آنجاست که دلدار…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۷ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم؟ تا به کی در غم تو ناله شبگير کنم؟ دل ديوانه از آن شد که پذیرد درمان مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم آن چه در مدت هجر تو کشيدم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۶ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من اين کارها کمتر کنم من که عيب توبهکاران کرده باشم بارها توبه از می وقت گل ديوانه باشم گر کنم چون صبا…