
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۵۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان من ترک عشق و شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم باغ بهشت و سايه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است گفتم کنايتی و مکرر نمیکنم هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا تا در ميان ميکده سر برنمیکنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نيست برادر نمیکنم اين تقویام تمام که با شاهدان شهر ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم پیر مغان حکایت معقول میکند معذورم ار حدیث تو باور نمیکنم حافظ جناب پير مغان جای دولت است من ترک خاکبوسی اين در نمیکنم Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۵۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل میزنم اين کار کی کنم؟ مطرب کجاست؟ تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم از قال و قیل مدرسه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۵۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبهشکن میرسد چه چاره کنم؟ سخن درست بگويم نمیتوانم ديد که می خورند حريفان و من نظاره کنم چو غنچه با لب خندان به ياد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون کنم گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم؟ قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم؟ نکته…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ديده دريا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر اين کار دل خويش به دريا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مايهی خوشدلی آنجاست که دلدار…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۳۴۷ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم؟ تا به کی در غم تو ناله شبگير کنم؟ دل ديوانه از آن شد که پذیرد درمان مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم آن چه در مدت هجر تو کشيدم…