
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج سزد اگر همهی دلبران دهندت باج دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و ختن به چين زلف تو ماچين و هند داده خراج بیاض روی تو روشنتر است از رخ روز سواد زلف تو تاریکتر ز ظلمت داج دهان تنگ تو داده به آب خضر بقا لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت که از تو درد دل ای جان نمیرسد به علاج چرا همیشکنی جان من ز سنگ دلی دل ضعيف که باشد به نازکی چو زجاج لب تو خضر و دهان تو آب حيوان است قد تو سرو و ميان موی و ساق سیمین عاج فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی کمينه ذرهی خاک در تو بودی کاج Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۵ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مدامم مست میدارد نسيم جعد گيسويت خرابم میکند هر دم فريب چشم جادويت پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت سواد لوح…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن زان يار دلنوازم، شکریست با شکايت گر نکتهدان عشقی، بشنو تو (خوش بشنو) اين حکايت بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بیعنايت رندان…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چه لطف بود که ناگاه رشحهی قلمت حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت به نوک خامه رقم کردهای سلام مرا که کارخانهی دوران مباد بیرقمت نگويم از من بیدل به سهو کردی…
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۰۹۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن مير من خوش میروی کاندر سر و پا ميرمت خوش خرامان شو که پيش قد رعنا ميرمت گفته بودی کی بميری پيش من، تعجيل چيست؟ خوش تقاضا میکنی پيش تقاضا ميرمت عاشق و…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای غايب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت تا دامن کفن نکشم زير پای خاک باور مکن که دست ز دامن بدارمت محراب ابرويت (ابروان) بنما تا…