
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۵ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مدامم مست میدارد نسيم جعد گيسويت خرابم میکند هر دم فريب چشم جادويت پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن که شمع ديده افروزيم در محراب ابرويت سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم که جان را نسخهای باشد ز لوح× (نقش) خال هندويت تو گر (اگر) خواهی که جاويدان جهان يک سر بيارایی صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رويت و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی برافشان (بیافشان) تا فروريزد هزاران جان ز هر مويت من و باد صبا مسکين دو سرگردان بیحاصل من از افسون چشمت× (چشمِ) مست و او از بوی گيسويت زهی همت که حافظ راست از دنيی و از عقبی نيايد هيچ در چشمش بجز خاک سر کويت Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۳ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان چه لطف بود که ناگاه رشحهی قلمت حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت به نوک خامه رقم کردهای سلام مرا که کارخانهی دوران مباد بیرقمت نگويم از من بیدل به سهو کردی…
«««««میبهـا🍷»»»»» غزل نمره ۰۹۲ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن مير من خوش میروی کاندر سر و پا ميرمت خوش خرامان شو که پيش قد رعنا ميرمت گفته بودی کی بميری پيش من، تعجيل چيست؟ خوش تقاضا میکنی پيش تقاضا ميرمت عاشق و…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۱ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای غايب از نظر به خدا میسپارمت جانم بسوختی و به دل دوست دارمت تا دامن کفن نکشم زير پای خاک باور مکن که دست ز دامن بدارمت محراب ابرويت (ابروان) بنما تا…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۹۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان اي هدهد صبا به سبا میفرستمت بنگر که از کجا به کجا میفرستمت حيف است طايری چو تو در خاکدان غم زين جا به آشيان وفا میفرستمت در راه عشق مرحلهی قرب و بعد…
«««««میبهـا»»»»» غزل نمره ۰۸۹ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن يا رب سببی ساز که يارم به سلامت بازآيد و برهاندم از بند (چنگ) ملامت خاک ره آن يار سفرکرده بياريد تا چشم جهانبين کنمش جای اقامت فرياد که از شش جهتم راه…