
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن از من جدا مشو که توام نور ديدهای آرام جان و مونس قلب رميدهای از دامن تو دست ندارند عاشقان پيراهن صبوری ايشان دريدهای از چشم زخم دهر مبادت گزند از آنک در دلبری به غايت خوبی رسيدهای منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان معذور دارمت که تو او را نديدهای آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا بيش از گليم خويش مگر پا کشيدهای؟ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای فرصتت باد که ديوانهنواز آمدهای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهای پيش بالای تو ميرم چه به صلح و…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن در سرای مغان رفته بود و آبزده نشسته پير و صلایی به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ناگهان پرده برانداختهای يعنی چه مست از خانه برون تاختهای يعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب اين چنين با همه درساختهای يعنی چه شاه خوبانی و منظور…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشيرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به به داغ بندگی مردن بر اين در به جان او که از ملک جهان به…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۸ مستفعلنفع مستفعلنفع گر تيغ بارد در کوی آن ماه گردن نهاديم الحکم لله آيين تقوا ما نيز دانيم ليکن چه چاره با بخت گمراه ما شيخ و واعظ کمتر شناسيم يا جام باده يا قصه کوتاه من رند و عاشق در…