
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۵ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن دامنکشان همیشد در شرب زرکشيده صد ماهرو ز رشکش جيب قصب دريده از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی چون قطرههای شبنم بر برگ گل چکيده لفظی فصيح شيرين، قدی بلند چابک رویی لطيف زيبا، چشمی خوش کشيده ياقوت جانفزايش از آب لطف زاده شمشاد خوشخرامش در ناز پروريده آن لعل دلکشش بين وان خندهی پرآشوب وان رفتن خوشش بين وان گام آرميده آن آهوی سيهچشم از دام ما برون شد ياران چه چاره سازم با اين دل رميده؟ زنهار تا توانی اهل نظر ميازار دنيا وفا ندارد ای نور هر دو ديده تا کی کشم عتيبت از چشم دلفريبت روزی کرشمهای کن ای يار برگزيده گر خاطر شريفت رنجيده شد ز حافظ بازآ که توبه کرديم از گفته و شنيده Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۳ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دوش رفتم به در ميکده خوابآلوده خرقه تردامن و سجاده شرابآلوده آمد افسوسکنان مغبچهی بادهفروش گفت بيدار شو ای رهرو خوابآلوده شستوشویی کن و آن گه به خرابات…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای فرصتت باد که ديوانهنواز آمدهای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهای پيش بالای تو ميرم چه به صلح و…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن در سرای مغان رفته بود و آبزده نشسته پير و صلایی به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۲۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ناگهان پرده برانداختهای يعنی چه مست از خانه برون تاختهای يعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقيب اين چنين با همه درساختهای يعنی چه شاه خوبانی و منظور…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۱۹ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل وصال او ز عمر جاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به به شمشيرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به به داغ بندگی مردن بر اين در به جان او که از ملک جهان به…