
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۲ مفاعیلن مفاعیلن فعولن خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلی درياب و دُر ياب که دايم در صدف گوهر نباشد غنيمت دان و می خور در گلستان که گل تا هفتهی ديگر نباشد ايا پرلعل کرده جام زرين ببخشا بر کسی کش زر نباشد ز من بنيوش و دل در شاهدی بند که حسنش بستهی زيور نباشد (به نام ایزد بتی سیمینتنم هست که در بتخانهی آذر نباشد) بيا ای شيخ و از خمخانهی ما شرابی خور که در کوثر نباشد (عجب راهیست راه عشق کانجا کسی سر برکند کش سر نباشد) بشوی اوراق اگر همدرس مایی که علم عشق در دفتر نباشد کسی گيرد خطا بر نظم حافظ که هيچش لطف در گوهر نباشد شرابی بیخمارم بخش (ساقی) يا رب که با وی هيچ درد سر نباشد من از جان بندهی سلطان اويسم اگر چه يادش از چاکر نباشد به تاج عالمآرايش که خورشيد چنين زيبندهی افسر نباشد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان خوش است خلوت اگر يار يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا که در حريم وصال…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد ای بسا خرقه که (شایسته) مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خط ساقی گر از اين گونه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان من و انکار شراب اين چه حکايت باشد؟ غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد من که شبها ره تقوا زدهام با دف و چنگ اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد تا به غايت ره…
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از (اين) دايره بيرون ننهد تا باشد من چو از خاک لحد لاله صفت برخيزم داغ سودای توام سر سويدا باشد تو خود ای گوهر يک دانه…