
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۳ مفعول و مفاعلن فعولن گل بی رخ يار خوش نباشد بی باده بهار خوش نباشد طرف چمن و طواف بستان بی لالهعذار خوش نباشد رقصيدن سرو و حالت گل بی صوت هزار خوش نباشد با يار شکرلب گلاندام بی بوس و کنار خوش نباشد (باغ و گل و مل خوش است لیکن بی صحبت یار خوش نباشد) هر نقش که دست عقل بندد جز نقش نگار خوش نباشد جان نقد محقر است حافظ از بهر نثار خوش نباشد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۱ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد؟ يک نکته از اين معنی گفتيم و همين باشد از لعل تو گر يابم انگشتری زنهار صد ملک سليمانم در زير نگين باشد غمناک نبايد بود…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان خوش است خلوت اگر يار يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا که در حريم وصال…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۹ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد ای بسا خرقه که (شایسته) مستوجب آتش باشد صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خط ساقی گر از اين گونه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان من و انکار شراب اين چه حکايت باشد؟ غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد من که شبها ره تقوا زدهام با دف و چنگ اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد تا به غايت ره…
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations