
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۶۰ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان خوش است خلوت اگر يار يار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا که در حريم وصال رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد همای گو مفکن سايهی شرف هرگز بر آن ديار که طوطی کم از زغن باشد بيان شوق چه حاجت که سوز (حال) آتش دل توان شناخت ز (شوری) سوزی که در سخن باشد هوای کوی تو از سر نمیرود (ما را) آری غريب را دل سرگشته با وطن باشد به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان من و انکار شراب اين چه حکايت باشد؟ غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد من که شبها ره تقوا زدهام با دف و چنگ اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد تا به غايت ره…
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از (اين) دايره بيرون ننهد تا باشد من چو از خاک لحد لاله صفت برخيزم داغ سودای توام سر سويدا باشد تو خود ای گوهر يک دانه…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۱۵۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com به حسنِ (و) خلق و وفا کس به يار ما نرسد تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسنفروشان به جلوه آمدهاند کسی…
«««««🍷میبهـا»»»»» ایمیل جهت ارسال جنبش کاهدود meybaha@gmail.com غزل نمره ۱۵۵ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان اگر روم ز پیاش فتنهها برانگيزد ور از طلب بنشينم به کينه برخيزد وگر به رهگذری يک دم از (هواداری) وفاداری چو گرد…