
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۵ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل الا ای طوطی گويای اسرار مبادا خاليت شکر ز منقار سخن سربسته گفتی با حريفان خدا را زين معما پرده بردار به روی ما زن از ساغر گلابی که خوابآلودهايم ای بخت بيدار چه ره بود اين که زد در پرده مطرب که میرقصند با هم مست و هشيار از آن افيون که ساقی در می افکند حريفان را نه سر ماند (و) نه دستار خرد هرچند نقش (نقد) کائنات است چه سنجد پیش عشق (نقش) کیمیاکار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد که خوش نقشی نمودی از خط يار بت چينی عدوی دين و (ما مست) دلهاست خداوندا دل و دينم نگه دار سکندر را نمیبخشند آبی به زور و زر ميسر نيست اين کار بيا و حال اهل درد بشنو به لفظ اندک و معنی بسيار به مستوران مگو اسرار مستی حديث جان (مپرس از) مگو با نقش ديوار به يمن (رایت) دولت منصور شاهی علم شد حافظ اندر نظم اشعار خداوندی به جای بندگان کرد خداوندا ز آفاتش نگه دار Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد از يار آشنا (خبر، نفس) سخن آشنا شنيد ای شاه حسن (سایه ز درویش برمگیر) چشم به حال گدا فکن کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بيا که رايت منصور پادشاه رسيد نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد سپهر دور خوش اکنون (زند) کند که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن معاشران ز حريف شبانه ياد آريد حقوق بندگی مخلصانه ياد آريد به وقت سرخوشی از آه و نالهی عشاق به صوت و نغمهی چنگ و چغانه ياد آريد چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (حسن طلب، ادب طلب) ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزيد وجه می میخواهم و مطرب، که میگويد رسيد؟ شاهدان در جلوه و من شرمسار کيسهام بار عشق و مفلسی صعب است…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد صفير مرغ برآمد بط شراب کجاست؟ فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشيد؟ ز روی ساقی مهوش گلی بچين…