
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان عيد است و آخر گل و ياران در انتظار ساقی به روی (یار) شاه ببين ماه و می بيار گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست از می کنند روزهگشا طالبان يار دل برگرفته بودم از ايام گل ولی کاری (نکرد) بکرد همت پاکان روزهدار جز نقد جان به دست ندارم شراب کو کان نيز بر کرشمه ساقی کنم نثار؟ خوش دولتیست خرم و خوش خسروی کريم يا رب ز چشمزخم زمانش نگاه دار می خور به شعر بنده که زيبی دگر دهد جام مرصع تو بدين در شاهوار دل در جهان مبند و به مستی سوال کن از فيض جام (و) قصه جمشيد کامکار زان جا که پردهپوشی عفو کريم توست بر قلب ما ببخش که نقدیست کمعيار ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود تسبيح (ما) شيخ و خرقهی رند شرابخوار حافظ چو رفت روزه و (شیطان ز بند جست) گل نيز میرود ناچار باده نوش که از دست رفت کار Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن معاشران گره از زلف يار باز کنيد شبی خوش است بدين (وصله) قصهاش دراز کنيد حضور خلوت انس است و دوستان جمعاند و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد رباب و چنگ به بانگ…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد از يار آشنا (خبر، نفس) سخن آشنا شنيد ای شاه حسن (سایه ز درویش برمگیر) چشم به حال گدا فکن کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۲ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بيا که رايت منصور پادشاه رسيد نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد سپهر دور خوش اکنون (زند) کند که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن معاشران ز حريف شبانه ياد آريد حقوق بندگی مخلصانه ياد آريد به وقت سرخوشی از آه و نالهی عشاق به صوت و نغمهی چنگ و چغانه ياد آريد چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۴۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (حسن طلب، ادب طلب) ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزيد وجه می میخواهم و مطرب، که میگويد رسيد؟ شاهدان در جلوه و من شرمسار کيسهام بار عشق و مفلسی صعب است…