
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۰ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای سروناز حسن که خوش میروی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نياز فرخنده باد طلعت (نازت) خوبت که در ازل ببريدهاند بر قد سروت قبای ناز دل کز طواف کعبهی کويت وقوف يافت از شوق آن حريم ندارد سر حجاز آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست چون عود گو بر آتش (سوزان) سودا بسوز و ساز پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی بی شمع عارض تو دلم را بود گداز از طعنهی رقيب نگردد عيار من چون زر اگر برند مرا در دهان گاز هر دم به خون ديده چه حاجت وضو (که) چو نيست بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش بشکست عهد چون در ميخانه ديد باز چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان حافظ که دوش از لب (ساغر) ساقی شنيد راز Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار شکر که ديدم به کام خويشت باز ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز روندگان طريقت ره بلا سپرند رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز غم حبيب نهان به ز (جستجوی) گفت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن روی بنمای و مرا گو که ز جان دل برگير پيش شمع آتش پروانه به جان گو درگير در لب تشنهی ما بين و مدار آب دريغ بر سر کشتهی خويش آی و ز خاکش برگير ترک درويش (مکن)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نصيحتی کنمت بشنو و بهانه مگير هرآنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمينگه عمر است مکر عالم پير نعيم هر دو جهان پيش عاشقان به (دو جو)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۵ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور (شمسالدین محمد جوینی) کلبهی احزان شود روزی گلستان غم مخور ای (این) دل غمديده حالت (حالش) به شود دل بد مکن وين سر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شيدا مکن غرور از دست غيبت تو شکايت…