
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نصيحتی کنمت بشنو و بهانه مگير هرآنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمينگه عمر است مکر عالم پير نعيم هر دو جهان پيش عاشقان به (دو جو) جویی که اين متاع قليل است و آن عطای (حقیر) کثير معاشری خوش و رودی بساز میخواهم که درد (عشق) خويش بگويم به ناله بم و زير بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم اگر موافق تدبير من (رود) شود تقدير چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگير چو لاله در قدحم ريز ساقيا می و مشک که نقش خال نگارم نمیرود ز ضمير بيار ساغر در خوشاب ای ساقی حسود گو کرم آصفی ببين و بمير به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار ولی کرشمه ساقی نمیکند تقصير می دوساله و محبوب چارده ساله همين بس است مرا صحبت صغير و کبير دل رميدهی ما را که پيش (دست) میگيرد خبر دهيد به مجنون خسته از زنجير حديث توبه در اين بزمگه مگو حافظ که ساقيان کمان ابرويت زنند به تير Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شيدا مکن غرور از دست غيبت تو شکايت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای خرم/ از فروغ/ رخت لاله/زار عمر بازآ که ريخت بی گل رويت بهار عمر از ديده گر سرشک چو باران چکد رواست کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر اين يک دو دم که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گر بود عمر (و) به ميخانه (روم) رسم بار دگر بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با ديدهی گريان بروم تا زنم آب در ميکده يک بار دگر معرفت نيست در اين…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۱ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل شب وصل (قدر) است و طی شد نامهی هجر سلامٌ فيهِ حتی مطلع الفجر دلا در عاشقی ثابتقدم باش که در اين ره نباشد کار بی اجر من از رندی نخواهم کرد توبه و لو آذَيتَنی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن روی بنمای و وجود خودم از ياد ببر خرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو داديم دل و ديده به طوفان بلا گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر سينه گو شعلهی آتشکده فارس…