
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۸ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار شکر که ديدم به کام خويشت باز ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز روندگان طريقت ره بلا سپرند رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز غم حبيب نهان به ز (جستجوی) گفت و گوی رقيب که نيست سينهی ارباب کينه محرم راز اگر چه حسن تو از عشق غير مستغنیست من آن نيم که از اين عشقبازی آيم باز چه گويمت که ز سوز درون چه میبينم ز اشک پرس حکايت که من نيم غماز چه فتنه بود که مشاطهی قضا انگيخت که کرد نرگس مستش سیه به سرمهی ناز (که گِرد نرگس شوخش کشید سرمهی ناز) بدين سپاس که مجلس منور است به دوست گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و بساز غرض کرشمهی حسن است ور نه حاجت نيست جمال دولت محمود را به زلف اياز غزلسرایی ناهيد صرفهای نبرد در آن مقام که حافظ برآورد آواز Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نصيحتی کنمت بشنو و بهانه مگير هرآنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير ز وصل روی جوانان تمتعی بردار که در کمينگه عمر است مکر عالم پير نعيم هر دو جهان پيش عاشقان به (دو جو)…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۵ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور (شمسالدین محمد جوینی) کلبهی احزان شود روزی گلستان غم مخور ای (این) دل غمديده حالت (حالش) به شود دل بد مکن وين سر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۴ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ديگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن با بلبلان بیدل شيدا مکن غرور از دست غيبت تو شکايت…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۳ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان ای خرم/ از فروغ/ رخت لاله/زار عمر بازآ که ريخت بی گل رويت بهار عمر از ديده گر سرشک چو باران چکد رواست کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر اين يک دو دم که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۵۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گر بود عمر (و) به ميخانه (روم) رسم بار دگر بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر خرم آن روز که با ديدهی گريان بروم تا زنم آب در ميکده يک بار دگر معرفت نيست در اين…