
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۴ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن به دور لا/له قدح گیـ/ر و بیريا/ میباش به بوی گل نفسی همدم صبا میباش نگويمت که همه ساله میپرستی کن سه ماه می خور و نه ماه پارسا میباش چو پير سالک عشقت به می حواله کند بنوش و منتظر رحمت خدا میباش گرت هواست که چون جم به سر غيب رسی بيا و همدم جام جهاننما میباش چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گرهگشا میباش وفا مجوی ز (گیتی و گر ) کس ور سخن نمیشنوی به هرزه طالب سيمرغ و کيميا میباش مريد طاعت بيگانگان مشو حافظ ولی معاشر رندان (آشنا) پارسا میباش Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۲ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن بازآی و/ دل تنگ/ مرا مون/س جان باش وين سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در ميکدهی (مصطبهی) عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۱ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن دارم از زلف سياهش گله چندان که مپرس که چنان ز او شدهام بیسروسامان که مپرس کس به اميد وفا ترک دل و دين مکناد که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس به يکی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۷۰ فاعلاتن مفاعلن فعلن درد عشقی کشيدهام که مپرس (رخت جایی کشیدهام که مپرس) زهر (درد) هجری چشيدهام که مپرس گشتهام در جهان و آخر کار دلبری برگزيدهام که مپرس آنچنان در هوای خاک درش میرود…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن دلا رفيق سفر بخت نيکخواهت بس نسيم روضهی شيراز پيک راهت بس دگر ز منزل جانان سفر مکن درويش که سير معنوی و کنج خانقاهت بس هوای مسکن مالوف و عهد يار قديم ز رهروان…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۲۶۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زين چمن سايهی آن سرو روان (چمان) ما را بس من و همصحبتی اهل ريا؟ دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش…