
من تجربه شیرین و شورانگیزی از عاشقی داشتهام. از بی خوابیهای شبها مدرسه و جنگ نابرابر با خیالی ناتمام تا نامههای یواشکی، دیدارهای پنهانی، روزهای شیرین وصل و سنگلاخهای پیموده شده در حفظ یک رابطه عاطفی. بنابراین وقتی صحبت به عشقورزی رومانتیک میرسد؛ تجربه زیستهای از از آن را در اندوخته خاطراتم دارم. بارها از شیدایی عاشقانه نوشتهام اما این نخستین باری است که سعی کردم با تفکر نقاد به عشق ورزیدن و زندگی رمانتیک نگاه کنم. توضیحات بیشتر در مورد محتوای پادکست، معرفی کتابهای استناد شده و موسیقیها را می توانید در وب سایت انسانک به نشانی ذیل ببینید: Ensanak.com
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
اپیزود هشتم یک فرق اساسی دارد با اپیزودهای قبل! فرقش این است که پیش از این در باب آنچه فهمیده بودم چیزکی میگفتم اما این اپیزود در باب چیزی است که نفهمیدمش؛ نه من که حتی بسیاری از آنان که حکمت را برای بشر به ارث گذاشته…
کاش شما هم در وقت شنیدن آن سوال، بهت زده شوید. کاش میانه شنیدن، بغض کنید؛ کاش در پایان از جا بجهید و مثل مجنونی در سماع بچرخید و اشک شوق بریزید. کاش همان حالی که من در هنگام گفتن داشتم را در وقت شنیدن بچشید. کاش…
چه خبری باشکوهتر از اینکه بدانیم هیچ انسان دیگری، جهان را آنگونه که تو میبینی نخواهد دید. تو نظارهگر منحصر به فرد این هستی، هستی آنچنان که من و دیگران چنین هستیم. گویی ما به تعداد تمام آدمیان، جهان داریم و اگر هرکس…
شاید باورتان نشود اما واقعا بارقه این اپیزود مدتها قبل و در تاریکی تونل دستگاه MRI شکل گرفت. خاطره آن روز را برایتان تعریف کردهام و محور گفتگو واژه «خود» است. مانند چند اپیزود قبل، همچنان محتوای ارائه شده متاثر از…
اپیزود چهارم پیرامون جمله معروف ژان پل سارتر است؛ جمله ای که او گفت اما ویلما رادولف آن را زیست. این اپیزود از انسانک را تقدیم میکنم به تمام زنان و مردانی که در این روزها رنجور و دردمند از ویروس کرونا هستند. تصاویر و…