
کاش شما هم در وقت شنیدن آن سوال، بهت زده شوید. کاش میانه شنیدن، بغض کنید؛ کاش در پایان از جا بجهید و مثل مجنونی در سماع بچرخید و اشک شوق بریزید. کاش همان حالی که من در هنگام گفتن داشتم را در وقت شنیدن بچشید. کاش میتوانستم شما را در لحظه شنیدن این اپیزود ببینم. اپیزود هفتم با یک سوال کودکانه آغاز شده است و به وصف کردن «پروژه شخصی» منتهی می شود. ما فرزندان روزگار جنگ و نیرنگ بودیم؛ برای همین از بن جان برای کودکانمان زندگی آرام و شادی آرزو داریم.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
شاید باورتان نشود اما واقعا بارقه این اپیزود مدتها قبل و در تاریکی تونل دستگاه MRI شکل گرفت. خاطره آن روز را برایتان تعریف کردهام و محور گفتگو واژه «خود» است. مانند چند اپیزود قبل، همچنان محتوای ارائه شده متاثر از…
اپیزود چهارم پیرامون جمله معروف ژان پل سارتر است؛ جمله ای که او گفت اما ویلما رادولف آن را زیست. این اپیزود از انسانک را تقدیم میکنم به تمام زنان و مردانی که در این روزها رنجور و دردمند از ویروس کرونا هستند. تصاویر و…
زمستان نود و هشت و ماههای نخستین سال دو هزار و بیست میلادی، جهان ِبشری با حادثه ای بی مانند روبرو شد. در مدت زمان کوتاهی، از شرق و غرب عالم، میلیاردها نفر انسان به «درد مشترک» رسیدند. نخستین بار است که دردی میان تمام…
زمستان نود و هشت و ماههای نخستین سال دو هزار و بیست میلادی، جهان ِبشری با حادثه ای بی مانند روبرو شد. در مدت زمان کوتاهی، از شرق و غرب عالم، میلیاردها نفر انسان به «درد مشترک» رسیدند. نخستین بار است که دردی میان تمام…
زمستان نود و هشت و ماههای نخستین سال دو هزار و بیست میلادی، جهان ِبشری با حادثه ای بی مانند روبرو شد. در مدت زمان کوتاهی، از شرق و غرب عالم، میلیاردها نفر انسان به «درد مشترک» رسیدند. نخستین بار است که دردی میان تمام…