
آنگونه دوستت میدارم، كه خبردار نشوی. آنگونه میبوسمت، كه احساس نكنی. مهم نيست بشناسیام، يا حتی برايم خطی بنويسی. گاهی در خيابان نگاهت، رهگذری باشم كافیست. تو هرگز مرا نخواهی شناخت، و من، مجنونترين بيد كوچهی تو باقی خواهم ماند …
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
به آنان که ما را رها نمودنددر خاک خالی،بیآب و بیگیاه،بیهیچ اشک و آه بگویید:ما ریشه در خویش داشتیم و سبز گشتیم و سبز شد بهار…!👤محمود درویشآرزو میکنم این همون بهاری باشه که درختِ آرزوهات جَوونهِ میزنه. نوروز مبارک…
در روزهای تاریک و سخت، کسی که قلبمان را با لطافت لمس کند، ما را مبتلای خود میکند …
من دلم روشن است. روزی تو از راه میرسی، و کوچه بوی عطر تو را میگیرد. دیوارها گُل میدهند، پنجرهها عاشق میشوند، و این خانه خوشبخت. آن روز برای تمام خستگیهایم، یک صندلی روبهروی تو کافیست …
شبی از میان خروارها تاریکی، اولین پرتو نور نصیب ما خواهد شد. آنجا امید، از میان درد میروید …
یادت، عطر یک شمعدانی کوچک است، در گوشهای از قلبم. هر وقت میخواهمت، چشمانم را میبندم، و عمیق نفس میکشم …