
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۸ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن نوش کن جام شراب يک منی تا بدان بيخ غم از دل برکنی دل گشاده دار چون جام شراب سرگرفته چند چون خم دنی چون ز جام بيخودی رطلی کشی کم زنی از خويشتن لاف منی سنگسان شو در قدم نی همچو آب جمله رنگآميزی و تردامنی دل به می دربند تا مردانهوار گردن سالوس و تقوا بشکنی خيز و جهدی کن چو حافظ تا مگر خويشتن در پای معشوق افکنی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۶ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن نسيم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی تو پيک خلوت رازی و ديده بر سر راهت به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی بگو…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۵ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل گفتند خلايق که تویی يوسف ثانی چون نيک بديدم به حقيقت به از آنی شيرينتر از آنی به شکرخنده چه گویم؟ ای خسرو خوبان که تو شيرين زمانی تشبيه دهانت نتوان کرد…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم ناديده میبينی و هم ننوشته میخوانی ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق؟ نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهانی…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۳ فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن وقت را غنيمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حيات ای جان اين دم است تا دانی کامبخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عيش بستانی پند عاشقان بشنو و از…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۲ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن احمدُ اللهَ علي مَعدِلَةِ السُّلطاني احمدِ شيخ اويسِ حسنِ ايلخانی خانِ بِن خان و شهنشاهِ شهنشاهنژاد آن که میزيبد اگر جان جهانش خوانی ديده ناديده به اقبال تو…