
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقيران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطهی عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دايره بيرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟ تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور خود از گوهر جمشيد و فريدون باشی ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ايام جگرخون باشی؟ حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اين است هيچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن هزار جهد بکردم که يار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی شبی به کلبهی احزان عاشقان آیی دمی ندیم دل سوگوار من باشی چراغ ديدهی شبزندهدار من گردی انيس خاطر…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۶ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی چنگ در پرده همين میدهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی من نگويم که کنون با که…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میام ده که به پيری برسی چه شکرهاست در اين شهر که قانع شدهاند شاهبازان طريقت به مقام مگسی دوش در خيل غلامان درش…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۴ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ز کوی يار میآيد نسيم باد نوروزی از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی ز…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۳ فاعلاتن مفاعلن فعلن ای که دايم به خويش مغروری گر تو را عشق نيست معذوری گرد ديوانگان عشق مگرد که به عقل عقيله مشهوری مستی عشق نيست در سر تو رو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلود…