
یه زمانی برای گرفتن وقت از مشتری، فقط کافی بود تماس بگیری و خودت رو معرفی کنی؛اما امروز خیلی وقتها حتی جواب تماس رو هم نمیدن.واقعیت اینه که مشتری خیلی زودتر از چیزی که فکر میکنیم دربارهمون تصمیم میگیره؛در همون چند ثانیهی اول، قبل از اینکه حتی وارد اصل صحبت بشیم.پس مسئله فقط این نیست که «چی بگیم»؛مهمتر اینه که چطور مکالمه رو شروع کنیم تا مشتری احساس نکنه با یک فروشندهی دیگه طرفه و واقعاً دلش بخواد به ادامهی صحبت گوش بده.فروش از لحظهای شروع نمیشه که محصولت رو معرفی میکنی؛از همون اولین جملهای شروع میشه که مشتری باهات ارتباط میگیره.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
خیلی وقتا مشتری خودش دقیق نمیگه چی میخواد،اما توی حرفهاش کلی سرنخ وجود داره.اگه بتونی نیاز واقعی مشتری رو درست تشخیص بدی،پیشنهاد دادن محصول خیلی راحتتر میشه و احتمال خرید هم بالاتر میره.پس قبل از اینکه بخوای محصولتو…
گاهی مشکل ما کمبود انگیزه نیستخاموش کردن بخشی از وجودمونه که میخواد رشد کنه.وقتی خودشکوفایی درون ما سرکوب بشه، ممکنه خودش رو با رفتارهایی نشون میدهریشهی رشد، همیشه ازیه درد شروع میشهاما اگه این درد از ظرفیت ما…
مشکل خیلی از ما اتفاقهای بد نیستچیزهاییه که هنوز اتفاق نیفتادن...ما معمولاً از خودِ واقعیت آسیب نمیبینیم،از داستانایی که ذهنمون درباره آینده میسازه آسیب میبینیم.«اگه تنها بمونم چی؟»، «اگه شکست بخورم چی؟»، «اگه دیگه…
استعمار یا استبداد؟ انتخاب یا اجبار؟
همهمون یه جاهایی کم میاریم... یه جاهایی دلمون میخواد بیخیال همهچی بشیم.ولی تابآوری یعنی همون لحظهای که فکر میکنی دیگه نمیتونی، یه نفس عمیق بکشی و فقط یک قدم دیگه برداری.قرار نیست همیشه حالت خوب باشه یا همیشه قوی…