
خیلی وقتا مشتری خودش دقیق نمیگه چی میخواد،اما توی حرفهاش کلی سرنخ وجود داره.اگه بتونی نیاز واقعی مشتری رو درست تشخیص بدی،پیشنهاد دادن محصول خیلی راحتتر میشه و احتمال خرید هم بالاتر میره.پس قبل از اینکه بخوای محصولتو بفروشی،یه سؤال مهم از خودت بپرس:«من واقعاً فهمیدم مشتری چی میخواد؟»
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
مشکل خیلی از ما اتفاقهای بد نیستچیزهاییه که هنوز اتفاق نیفتادن...ما معمولاً از خودِ واقعیت آسیب نمیبینیم،از داستانایی که ذهنمون درباره آینده میسازه آسیب میبینیم.«اگه تنها بمونم چی؟»، «اگه شکست بخورم چی؟»، «اگه دیگه…
استعمار یا استبداد؟ انتخاب یا اجبار؟
همهمون یه جاهایی کم میاریم... یه جاهایی دلمون میخواد بیخیال همهچی بشیم.ولی تابآوری یعنی همون لحظهای که فکر میکنی دیگه نمیتونی، یه نفس عمیق بکشی و فقط یک قدم دیگه برداری.قرار نیست همیشه حالت خوب باشه یا همیشه قوی…
بعضی وقتا انقدر دلمون میخواد یه اتفاق خوب بیفته که هر چیزی رو به نفع خودمون تفسیر میکنیم...ردفلگها رو نمیبینیم، به خودمون میگیم «حتماً درست میشه» و تا وقتی همهچیز خراب نشده، باورمون نمیشه اشتباه میکردیم.
چند بار شده برای اینکه کسی ناراحت نشه، به خودت «نه» بگی؟خیلی از ما فکر میکنیم اگر درخواست دیگران را رد کنیم، آدم بد، خودخواه یا بیادبی هستیم. اما واقعیت اینه که نگفتنِ نیازها و احساسات، بیشتر از هر چیز به خودمون آسیب…