
الیگارشی یعنی وقتی چند نفر که پول و شبکه و نفوذ را همزمان در دست دارند، از پشت صحنه قواعد بازی را مینویسند؛ نه رأی مستقیم میدهند، نه دیده میشوند، اما نتیجهی همه چیز طوری تنظیم میشود که قدرت و ثروت در همان حلقه بچرخد. در چنین سیستمی، کشور بیشتر شبیه یک صحنه است تا یک میدان تصمیمگیری عمومی؛ بازیگران عوض میشوند، اما فیلمنامه نه. الیگارشی لزوماً حکومت “بدها” نیست؛ حکومت “کمتعدادها”ست. و خطرش دقیقاً از همینجا میآید—از اینکه تصمیمهای بزرگ، با منطق زندگی اکثریت ساخته نمیشوند. یک نکته مهم هم این است که این تصویر، الیگارشی را خیلی «متمرکز و نمایشی» نشان میدهد؛ در واقعیت، معمولاً پراکندهتر، شبکهایتر و کمتر قابلدیدن است. کنترلش بیشتر از جنس «هماهنگی منافع» است تا «یک اتاق فرمان واحد».See omnystudio.com/listener for privacy information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
تصور کن از خواب بیدار میشوی. پزشک تو یک الگوریتم است. رانندهات وجود خارجی ندارد. مترجم همزمان همه زبانها را میفهمد. و مرز بین انسان و ماشین هر روز محوتر میشود. به سال ۲۰۳۵ خوش آمدی برای پیشنهادها و تبلیغات در…
۱. اگر خیلی کم بخوابیم چه میشود؟ کمخوابی فقط خستگی نیست. در کوتاهمدت: تمرکز و حافظه افت میکند. احتمال تصادف و اشتباه بالا میرود. خلقوخو بدتر میشود. تصمیمگیری ضعیفتر میشود. در بلندمدت: خطر چاقی افزایش مییابد.…
این سؤال ظاهراً سادهست، ولی اگر جدی بگیریم، یکی از بنیادیترین تناقضهای روان انسانه: «چطور مغزی که میتونه فرمول نسبیت رو بفهمه، در انتخاب شریک زندگی یا سرمایهگذاری ساده خراب میکند؟» جواب کوتاه: چون هوش ≠ عقلانیت…
سوسیالیسم، در سادهترین تعریف، میپرسد: «چطور میشود ثروت، خدمات و فرصتها عادلانهتر توزیع شوند؟» اما کمونیسم، یک قدم جلوتر میرود و میپرسد: «اگر اصلاً مالکیت خصوصی و طبقه وجود نداشته باشد چه؟» سوسیالیسم معمولاً هنوز…
هر انقلابی با وعده شکستن یک زنجیر آغاز میشود؛ اما همان لحظه که پیروز میشود، با وسوسه ساختن زنجیرهای تازه روبهروست. مردمی که دیروز علیه قدرت متحد شده بودند، فردا باید یاد بگیرند علیه قدرتِ خودشان هم مراقب بمانند.…