
شعلهها از پشت ستونهایِ سنگی زبانه میکشیدن و باد، خاکسترها رو از دل آتنِ خاموش، تا پشتِ دیوارهای معبدِ آکروپولیس میبرد. شهری که حالا خاموش بود، ولی بوی سوختنش، تا سالها توی حافظه تاریخ موند. اون بالا، روی تپهای مشرف به شعلهها مردی ایستاده بود که بهش میگفتن شاهِ شاهان. خشایارشا، پسر داریوش بزرگ، نوه کوروش کبیر. وارثِ شاهنشاهی که از رود سِند تا دریای اژه گسترده بود؛ جایی که حدود چهل درصد جمعیتِ جهان، زیر پرچمش زندگی میکردن. اما اون اینجا نبود که فقط یه شهر رو فتح کنه؛ اینجا بود تا انتقام بگیره… . تماشای نسخه تصویری این اپیزود همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار میدهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکستهای جدید را هر هفت روز منتشر میکنیم | به ما بپیوندید اسپانسرها: - فروشگاه خرید اقساطیِ دیجی شهر (قدرت گرفته از بانک شهر) | وبسایت دیجی شهر - پادکست سفر و گردشگری مهرگردون | تمامی لینک های لازم پشتیبانی و حمایت مالی: - حمایت مالی ریالی، ارزی با مبلغ دلخواه | لینک حمایت منابع این قسمت: - کتاب تاریخ امپراتوری هخامنشیان - کتاب تاریخ سیاسی هخامنشیان - کتاب تاریخ مردم ایران قبل از اسلام - کتاب ایران از آغاز تا اسلام - کتاب تاریخ ایران - کتاب خشایارشا جهانگشای ناکام - مستند نبرد ترموپیل و فتح آتن آثار موسیقی این قسمت: - آلبوم موسیقی آخرین داستان از کریستف رضاعی - آلبوم درفش کاویانی از استاد شهرام ناظری - ترانه وطنم ایران از استاد شهرام ناظری رزرو خدمات اسپانسری و همکاری 🤝🏻 ایده پرداز و راوی: - محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید پادکست راوکده در شبکه های اجتماعی: یوتیوب ⦁ تلگرام ⦁ بله ⦁ اینستاگرام ⦁ آپارات ⦁ لینکدین ⦁ توییتر 🌐 وب سایت رسمی: [ ravkadeh.ir ] حمایت شما نه فقط یک کمک مالی، که نشانهای از اهمیت شما به محتوای راوکده است. با حامی بودن ، شما به ما کمک میکنید که مسیر تولید محتوای باکیفیت و مستقل را همچنان ادامه دهیم. هر ماه با ۲ اپیزود صوتی و ۴ ویدئوکست تصویری، کنار شما هستیم! [همراهان داخل کشور، با توجه به زیرساختی که در وبسایت راوکده فراهم کرده ایم، در ایام قطعی اینترنت بین الملل هم میتوانید همواره شنونده و بیننده آرشیو گسترده اپیزودهای صوتی و ویدئوکست های راوکده باشید] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
تصور کنید یکی از محرمترین چهرههای دربار پهلوی، شبها بعد از تمام اون جلسات دربار، چراغ مطالعهاش رو روشن میکرده، میشسته پشت میز و بیتعارفترین گزارش روزش رو مینوشته. اما این گزارش رو نه برای شاه، نه حتی برای نشریات…
⚠️ هشدار محتوای بزرگسال: این اپیزود شامل کلمات و موضوعاتی است که ممکن است برای شنوندگان زیر هجده سال مناسب نباشد. لطفا در صورت حضور کودکان یا شرایط حساس، با احتیاط بشنوید یا تماشا کنید. یه شب گرم نزدیکای تابستون تو…
⚠️ هشدار: این قسمت مناسب افراد زیر چهارده سال نیست تابستون سال ۱۳۵۸، شش ماه بعد از سقوط حکومت پهلوی، تهران هنوز تو آشوب بود. شایعات درباره شاپور بختیار آخرین نخستوزیر شاه، یکی پس از دیگری پخش میشد؛ بعضی ها میگفتن…
همه چیز با یه تماس شروع شد. عصر یکی از روزهای مرداد سال ۱۳۷۰، یه مامور پلیس وارد خونهای تو حومهی سورِن پاریس شد. خبری از بختیار نبود. آخرین نخستوزیر شاه، مردی که روزی روی صندلی قدرت نشسته بود، چند روزی میشد که تلفن…
همه چیز تو اوج بود. ایران به شکوهی رسیده بود که هیچوقت تا بحال تجربه نکرده بود. مردم در آرامش زندگی میکردن، صنعت و هنر شکوفا شده بود، تمدن به مرحله ای تازه پا گذاشته بود. و در رأس این جهانِ نو، یه پادشاه ایستاده بود…