
صدای انفجار هنوز تموم نشده بود که بوی گوشت سوخته تمام سالن رو پر کرد. پنجرهها شکسته بودن، در بسته بود، و کسی نمیدونست اون دو جسدی که کف دفتر افتادن دقیقاً کی هستن. کاملا سوخته بودن. یکیشون فقط یک دست سالم داشت، اون یکی حتی دندونهاش هم متلاشی شده بود. هیچکس نمیتونست با قطعیت بگه کدومشون پیکر رجاییه. ۸ شهریور سال ۶۰ ساعت سه و نیم عصر، تو دفتر نخستوزیری قرار بود جلسه شورای عالی امنیت شروع بشه و محمدعلی رجایی تازه سی روز بود که رئیسجمهور شده بود. تو اون اتاق، نه فقط دولت، که امید یه جریان نشسته بود. امید به دولتی انقلابی، ساده، و کاملا هم راستا با اهداف اولیه حکومت نوپا… . تماشای نسخه تصویری این اپیزود یوتیوب راوکده: هر پنج روز یک ویدئوکست جدید! همانطور که در بخش صوتی پادکست، در هر نیمه از ماه، یک اپیزود جدید در اختیارتون قرار میدهیم، در بخش تصویری هم، ویدئوکستهای جدید را هر پنج روز منتشر میکنیم | به ما بپیوندید اسپانسرها: - نرم افزار CRM دانا | لینک ثبت نام نسخه آزمایشی | کد تخفیف: RAVKADEH - مرکز آموزش تخصصی ارزهای دیجیتال رادین | دریافت دوره رایگان تریدر قهرمان رادین با کد تخفیف صد در صدی: RAVKADEH | لینک اینستاگرام پشتیبانی و حمایت مالی: - حمایت مالی ریالی، ارزی با مبلغ دلخواه | لینک حمایت منابع این قسمت: - کتاب بادیه فروش - کتاب ستاره من - کتاب چراغ صبح - کتاب خلاصه خوبی ها - مستند پرونده ناتمام - مستند فرزند انقلاب - مستند از انقلاب تا انفجار آثار موسیقی این قسمت: - آلبوم های ماجرای نیمروز و ایستاده در غبار | حبیب خزایی فر - ترانه آدمیت | نصرالله معین نجفآبادی رزرو خدمات اسپانسری و همکاری 🤝🏻 ایده پرداز و راوی: - محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید پادکست راوکده در شبکه های اجتماعی: یوتیوب ⦁ تلگرام ⦁ بله ⦁ اینستاگرام ⦁ آپارات ⦁ لینکدین ⦁ توییتر 🌐 وب سایت رسمی: [ ravkadeh.ir ] حمایت شما نه فقط یک کمک مالی، که نشانهای از اهمیت شما به محتوای راوکده است. با حامی بودن ، شما به ما کمک میکنید که مسیر تولید محتوای باکیفیت و مستقل را همچنان ادامه دهیم. هر ماه با ۲ اپیزود صوتی و ۴ ویدئوکست تصویری، کنار شما هستیم! [همراهان داخل کشور، با توجه به زیرساختی که در وبسایت راوکده فراهم کرده ایم، در ایام قطعی اینترنت بین الملل هم میتوانید همواره شنونده و بیننده آرشیو گسترده اپیزودهای صوتی و ویدئوکست های راوکده باشید] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
⚠️ هشدار محتوای بزرگسال: این اپیزود شامل کلمات و موضوعاتی است که ممکن است برای شنوندگان زیر هجده سال مناسب نباشد. لطفا در صورت حضور کودکان یا شرایط حساس، با احتیاط بشنوید یا تماشا کنید. یه شب گرم نزدیکای تابستون تو…
⚠️ هشدار: این قسمت مناسب افراد زیر چهارده سال نیست تابستون سال ۱۳۵۸، شش ماه بعد از سقوط حکومت پهلوی، تهران هنوز تو آشوب بود. شایعات درباره شاپور بختیار آخرین نخستوزیر شاه، یکی پس از دیگری پخش میشد؛ بعضی ها میگفتن…
همه چیز با یه تماس شروع شد. عصر یکی از روزهای مرداد سال ۱۳۷۰، یه مامور پلیس وارد خونهای تو حومهی سورِن پاریس شد. خبری از بختیار نبود. آخرین نخستوزیر شاه، مردی که روزی روی صندلی قدرت نشسته بود، چند روزی میشد که تلفن…
همه چیز تو اوج بود. ایران به شکوهی رسیده بود که هیچوقت تا بحال تجربه نکرده بود. مردم در آرامش زندگی میکردن، صنعت و هنر شکوفا شده بود، تمدن به مرحله ای تازه پا گذاشته بود. و در رأس این جهانِ نو، یه پادشاه ایستاده بود…
روزی روزگاری، وقتی هنوز هیچ پادشاهی روی زمین نبوود، وقتی آدمها توی غارها زندگی میکردن و هنوز نمیدونستن قدرت یعنی چی، فرمانروایی یعنی چی؛ یه نفر پیدا شد که تصمیم گرفت این دنیای وحشی رو تغییر بده. یه نفر که اولین تاج…