
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۴ مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی هر جا که روی زود پشيمان به درآیی شايد که به آبی فلکت دست نگيرد گر تشنهلب از چشمهی حيوان به درآیی هش دار که گر وسوسهی عقل کنی گوش آدمصفت از روضهی رضوان به درآیی در تيرهشب هجر تو جانم به لب آمد وقت است که همچون مه تابان به درآیی چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی بر رهگذرت بستهام از ديده دوصد جوی تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی حافظ مکن انديشه که آن يوسف مهرو بازآيد و از کلبهی احزان به درآیی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در همه دير مغان نيست چو من شيدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آيينهی شاهیست غباری دارد از خدا میطلبم صحبت روشنرایی کردهام توبه به دست صنم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۹ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن ای در رخ تو پيدا انوار پادشاهی در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی کلک تو بارک الله بر ملک و دين گشاده صد چشمه آب حيوان از قطره سياهی بر اهرمن نتابد انوار اسم…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۸ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی گفت بازآی که ديرينهی اين درگاهی همچو جم جرعهی ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهانبين دهدت آگاهی بر در ميکده رندان قلندر باشند…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۷ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای بیخبر بکوش که صاحبخبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی در مکتب حقايق پيش اديب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا…
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ویدیویی که در برنامهی این نمره دربارهش صحبت کردیم بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی میخواند دوش درس مقامات معنوی يعني بيا که آتش موسی نمود گل تا از درخت…