
نبیل: حضرت باب به ملاحسین فرمودند که من با جناب قدوس به حج بیت می روم و ترا برای روبه رو شدن با دشمن خونخوارمی گذارم. مطمئن باش که به موهبت کبری فائز خواهی شد ماندانا: یعنی چی این که گفتین…؟
اگر پخش یا دانلود این قسمت خراب است، به مدیر اطلاع دهید.
نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند. ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن
ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد. ...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که
نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش فکر می کردم که این دو شرط چی…
نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر احساس می کرد اما مدت زیادی در بوشهر نماند زیرا احساس می کرد که یک قوه پنهانی او را به سمت شمال و به طرف شیراز می کشاند
نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو تن از شاگردان مشهور سید کاظم یعنی میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی رفتند و سفارشهای استاد بزرگوار را یاد آوری کردند و فرمودند برخیزید تا به جستجوی موعود بپردازیم…